X
تبلیغات
تحقیق
تحقیق درباره ی هر چی که بخوای
تحقیق


.:: آخرین مطالب ::.

عنوان تاریخ
نگاهی اجمالی به اصول اخلاقی صنعت جهانی توریسم سه شنبه سیزدهم دی 1390
دفاع مقدس سه شنبه سیزدهم دی 1390
نماز سه شنبه سیزدهم دی 1390
ورزش سه شنبه سیزدهم دی 1390
کامپیوتر سه شنبه سیزدهم دی 1390
سه شنبه سیزدهم دی 1390

موضوع:

میان ماه من تا ماه گرد ون تفاوت از زمین تا آسمان است
نگاهی اجمالی به اصول اخلاقی صنعت جهانی توریسم و جایگاه ایران


پنجشنبه هفته پیش با دوستان در باب اخلاق در صنعت توریسم بحثی داشتیم. اینکه آیا ما باید خودمان و فرهنگمان را برای ورود توریست ها تغییر دهیم و شرایط مناسب را برای آن ها فراهم کنیم یا نه محافظ سر سخت فرهنگمان باشیم و گروه خاصی از توریست ها را پذیرا شویم .نظرات موافق و مخالف رد و بدل شد اما بحث بی نتیجه ماند.
این موضوع ذهنم را به شدت مشغول کرد. به نظر می آید کشور ما هنوز نتوانسته این مسئله را به درستی تعریف کند و از توریسم همچون سایر کشورها به عنوان یک صنعت بهره برد. آشنایی با قانون جهانی گردشگری یکی از راه های پرداختن به این معضل است :

" قوانین جهانی نظام اخلاقی برای صنعت گردشگری چهار چوبی از منابع رابرای توسعه ی مداوم و پر بار توریسم جهانی تنظیم می کند . این قانون فکرهای بکر را ازبسیاری از اعلامیه ها و قوانین ثابت و محدود کننده ای که قبلا وجود داشته بیرون می کشد و افکار جدید را که منعکس کننده ی جامعه ی در حال تغییرما در آغاز قرن 21 است به آن می افزاید... "

فرانچسکوفرانجیالی ، دبیرکل سازمان توریسم جهانی

1997 – استانبول
بخش توسعه توریسم جهانی سازمان ملل متحد در قطعنامه ای ضرورت وجود مجموعه قواعد اخلاقی را برای گردشگری مدنظر قرار داد. هدف این قطعنامه راهنمایی سازمان هایی بود که در پیشرفت این صنعت نقش داشتند.طی دو سال کمیته ی ویژه ای توسط دبیرکل و مشاور قانونی سازمان عهده دار آماده ساختن پیش نویس این مجموعه قوانین شد.

27 آوریل 1999 – نیویورک
سازمان ملل با مجموعه قوانین موافقت کرد و خواستار حضور بخش های خصوصی و سازمان های غیر دولتی بیشتری در این طرح شد.

اکتبر 1999 – سانتیگو
بیش از هفتاد عضو سازمان توسعه توریسم جهانی شرح و تفسیری در باره ی مجموعه قوانین ارائه کردند و سرانجام در این تاریخ این طرح به اتفاق آرا پذیرفته شد.

بدین ترتیب با شکل گیری صنعت توریسم چهارچوب مشخصی از جانب کشورها برای آن ساخته شد که در آن نه کشور میزبان و نه توریست ضرری متحمل نمی شود .
اصولی از مجموعه قوانین مذکور در پی می آید :

1- کمک ( صنعت ) توریسم به فهم و احترام متقابل میان مردم و جامعه :

1- فهم وارتقا ارزش های اخلاقی که میان نوع بشر مشترک است از یک سو ، و نگرشی همراه با تساهل، شکیبایی و احترام به باورهای دینی، اخلاقی و فلسفی متکثر از سوی دیگراساس و اعتبار توریسم مسئولیت پذیر است. دست اندرکاران توسعه ی توریسم و همینطور توریست ها باید عرف ها و سنت های اجتماعی و فرهنگی همه مردم از جمله اقلیت ها و مردم بومی را مراعات کنند و ارزش های آن ها را به رسمیت بشناسند.
2-فعالیت های توریستی باید با ویژگی ها و سنت های مناطق و کشورهای میزبان و با قوانین ، عرف و آداب و رسوم آن ها سازگار باشد .
3- جوامع میزبان و متخصصین محلی آن باید با موضوع فوق الذکر آشنا باشند و به توریست های بازدید کننده از محل که به دنبال کسب اطلاعاتی در باره ی سبک زندگی ، ذائقه و انتظارات آن ها هستند احترام بگذارند. تعلیم و تربیت و آموزش محلی ها به خوش آمدگویی مهمان نوازانه کمک می کند.
4- این وظیفه ی مقامات دولتی است که وسیله ی حفاظت از توریست ها ، بازدید کنندگان و متعلقات آن ها را فراهم کنند .آن ها باید به ایمنی توریست های خارجی که ناشی از حساسیت ویژه ی آن هاست توجه خاصی مبذول دارند .مقامات دولتی باید نسبت به تسهیل عرضه ابزار ویژه ی اطلاعات رسانی ، پیشگیری ، ایمنی ، بیمه و کمک رسانی هماهنگ با نیاز توریست ها اقدام نمایند.همانطور که بر اساس قوانین خاص ملی، نابودی تعمدی تسهیلات توریسم یا کلیت میراث طبیعی و فرهنگی به طور جدی محکوم و مجازات می شود، هرگونه برخورد ، حمله ، آدم ربایی یا تهدید علیه توریست ها یا کارمندان صنعت توریسم هم باید محکوم و مجازات شود.
5- هتگام سفر ، توریست ها و بازدید کنندگان نباید هیچ فعالیت مجرمانه یا فعالیتی که از نظر کشور میزبان جرم محسوب می شود مرتکب شوند ، آن ها باید از هر نوع رفتاری که نزد ساکنان محلی برخورنده( آزاردهنده) تعبیر میشود وممکن است به محیط محلی آسیب برساند اجتناب کنند. آن ها باید از هرگونه معامله غیر قانونی دارو ، نیرو ،آنتیک ، گونه های محافظت شده ، محصولات و موادی که در قوانین ملی قدغن شده است خودداری کنند.
6- توریست ها و بازدیدکنندگان موظفند حتی قبل از عزیمت با ویژگی های کشوری که قصد سفر به آن را دارند آشنا شوند . آن ها با ید از خطرات موجود که سلامت و امنیت هر سفر خارج از محیط همیشگی شان را تهدید می کند آگاه باشند و به شیوه ای رفتار کنند که این مخاطرات را کاهش دهند.

2- توریسم ، منتفع میراث فرهنگی بشریت و عاملی برای ارتقا :

1- منابع توریسم به میراث مشترک بشر متعلق است ، جوامعی که این منابع در قلمروشان قرار گرفته قوانین و وظایف خاصی در قبال آن ها دارند.
2- سیاست ها و فعالیت های توریستی باید با احترام به میراث هنری ، باستانی و فرهنگی اجرا شود، میراثی که برای رسیدن به نسل های آینده محافظت می گردد .شایسته است برای حفظ و نگهداری آثار تاریخی ، زیارتگاه ها و موزه ها همچون محل های تاریخی و باستانی، که به طور گسترده مورد بازدید قرار می گیرد، مراقبت ویژه اختصاص داده شود. راه های اجتماعی خصوصی کردن دارایی های فرهنگی و آثار تاریخی ، با احترام به حقوق صاحبانشان ، ،همچون عمارت دینی است که بدون تعصب نسبت به ضروریات متعارف عبادی می بایست مورد حمایت قرار گیرد .
3- حداقل باید بخشی از منابع مالی بدست آمده از بازدید محل ها ی فرهنگی و آثار تاریخی برای نگهداری ، توسعه و پیراستن این میراث صرف شود ..
4- فعالیت های توریستی باید به گونه ای برنامه ریزی شوند که به محصولات فرهنگی، سنتی ، حرف و فرهنگ مردم اجازه برجای ماندن و شکوفا شدن بدهد بیش از آنکه باعث زوال و یکدست ساختن آن شود.

3- توریسم ، فعالیتی سودمند برای کشورها ومردم (گروه های) میزبان :

1- مردم محلی باید به فعالیت های توریستی بپیوندند و در سودهای فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی که تولید می کنند و به خصوص در ایجاد مستقیم و غیر مستقیم مشاغلی که از آن ناشی می شود عادلانه سهیم باشند.
2- سیاست های توریستی باید به شیوه ای اعمال گردد که استانداردهای زندگی مردم مناطق توریستی را بالا برد و نیازهایشان را برآورده سازد.رویکرد عمرانی و تمهیدی به فعالیت آمد و شد و مسکن توریستی ، در حد امکان ، باید به ادغام آن ها در اقتصاد محلی و بافت اجتماعی کمک کند ، جاییکه مهارت ها برابرند و تفوق و برتری باید به نیروی انسانی محلی داده شود.
3- باید برای مشکلات خاص مناطق ساحلی و محدوده های جزیره ای و نواحی حساس روستایی و کوهستانی که توریسم اغلب برای رشد آن در برابر رد فعالیت های اقتصادی سنتی یک موقعیت بی نظیر را ترسیم می کند، توجه ویژه ای قائل شد.
4- متخصصین صنعت توریسم ، به خصوص سرمایه گذاران، که با مقررات وضع شده توسط مقامات دولتی کنترل می شوند، باید تاثیرگذاری توسعه پروژه هایشان را بر محیط زیست و محیط پیرامونی مورد مطالعه قرار دهند. آن ها همچنین باید اخبارمربوط به برنامه های آینده شان و نتایج قابل پیش بینی آن ها را ، با بالاترین میزان شفافیت و عینیت ، گزارش دهند و گفت و گو را با افراد ذیصلاح پیرامون محتویات آن گسترش دهند .

4- تعهدات دست اندرکاران در توسعه ی صنعت توریسم :

1- متخصصین صنعت توریسم ، تا جاییکه به آن ها مربوط می شود ،باید علاقه خود را ، در همکاری با مقامات دولتی ، برای ایمنی و امنیت ، پیشگیری از سانحه ، حفظ سلامت و سلامت غذایی توریست هایی که به دنبال خدمات هستند، نشان دهند .همچنین ( متخصصان ) باید وجود سیستم های مناسب بیمه و مساعدت را تضمین کنند، آن ها باید قواعد خبر رسانی معین در مقررات ملی را بپذیرند و برای رعایت مقررات پیمانیشان در رویدادهایی که منجر به ضرر می شود خسارت قابل ملاحظه ای بپردازند.
2- متخصصین توریسم ، تا آنجا که به آن ها مربوط می شود ، باید به احساس رضایت فرهنگی و روحی توریست ها کمک کنند و در طول سفرهایشان به آن ها اجازه دهند تکالیف مذهبیشان رابه جا آورند .
3- مقامات دولتی کشورهای میزبان ، در همکاری با افراد ذیصلاح و موسسات آن ها ، باید اطمینان دهند که برای بازگرداندن توریست ها هنگام بروز ورشکستگی شرکت سازمان دهنده ی سفر، مکانیزم های لازم وجود دارد.
4-مطبوعات ، و به خصوص مطبوعات ویژه ی مربوط به مسافرت ، و سایر رسانه ها، که شامل وسایل جدید ارتباطی الکترونیکی می شود ،باید اخبار صحیح و معقول را درباره رویداد ها و موقعیت هایی که می تواند بر جریان توریسم اثر بگذارد منتشر کند. همینطور آن ها باید اخبار درست و قابل اعتماد را در اختیار مصرف کنندگان خدمات توریستی قرار دهند .تکنولوژی های جدید تجاری الکترونیکی و ارتباطی باید برای این هدف ،مورد استفاده قرار گیرند و توسعه یابند ، این امر برای رسانه ها هم مصداق می یابد ، آن ها به هیچ وجه نباید توریسم جنسی را تشویق کنند .

5- حقوق صنعت توریسم :

1- دور نمای بی واسطه و شخصی دسترسی به کشف و برخورداری از منابع کره ی زمین حقی را پایه گذاری می کند که برای همه ی ساکنان جهان به طور مساوی قابل استفاده است. مشارکت گسترده و فزاینده در توریسم ملی و جهانی ، باید به عنوان بهترین ترجمان ممکن استمرار رشد اوقات فراغت محسوب شود، و موانع نباید در مسیر آن قرار گیرند .
2- حقوق جهانی توریسم باید نتیجه ی طبیعی حق استراحت کردن و فارغ بودن به شمار آید ، که محدودیت منطقی ساعات کار و تعطیلات دوره ای با حقوق را شامل می شود ، بند 24 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و بند 7د میثاق جهانی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی آن را تضمین می کند.
3- توریسم اجتماعی ، به ویژه توریسم اتحادیه ای ، که دسترسی گسترده به اوقات فراغت ، سفر و تعطیلات را آسان می سازد ، باید با حمایت مقامات دولتی توسعه یابد.
4- باید توریسم آشناسازی ، جوانان ، محصلین ، پیران و مردم ناتوان و از کارافتاده تسهیل شود و مورد حمایت قرار گیرد.

6- تحقق اصول قوانین جهانی نظام اخلاقی برای صنعت توریسم :

1- دست اندرکاران خصوصی و دولتی در توسعه ی صنعت توریسم باید درتحقق این اصول همکاری کنند و بر کاربرد موثر آن نظارت داشته باشند.
2- با توجه به اصول کلی قوانین بین الملل ، دست اندرکان در توسعه توریسم باید نقش موسسات بین المللی را مشخص کنند ، از جمله ی این سازمان ها : سازمان توریسم جهانی است که در مرتبه ی اول قرار می گیرد و سازمان های غیر دولتی که دارای کارایی در زمینه ی حمایت و رشد توریسم ، حفاظت از حقوق بشر ، محیط زیست یا سلامت می باشند ،
3- همان دست اندرکاران باید نیت شان را ازارجاع هر اختلاف نظری برای رسیدن به توافق که به کاربرد یا تفسیر قانون جهانی نظام اخلاقی برای توریسم مربوط می شود به مرجع سوم منصفی که به عنوان کمیته ی جهانی اخلاق گردشگری شناخته شده است توضیح دهند .


مروری اجمالی بر این قوانین دیدگاه مناسبی برای ارزیابی شرایط فعلی ما در مقایسه با آنچه در جهان حاکم است به دست می دهد. تا چه حد با این قوانین جهانی همراه شده ایم ؟ پرسه زدن در سایت های توریستی هم ، در مورد شرایط توریستی ایران اطلاعات خاصی به ما نمی دهد ... ! حتی سایت سازمان توسعه توریسم جهانی در بخش اعضای توریسم خاورمیانه در کنار همسایه های ایران جایی برای ما در نظر نگرفته است ! در صفحه مروری بر توریسم ایران هم ، از فعالیت ها ، وظایف و پروژه های توریستی مان خبری نیست . زمانی قرار بود ابزار تبلیغات را برای رشد این حوزه در اختیار بگیریم ، قرار بود مانند بسیاری دیگر از کشورها : مالزی، سنگاپور ، امارات ، ترکیه ، مصر و... که تبلیغات شان در حوزه ی گردشگری گوش فلک را کر می کند ، ما هم با شبکه های بزرگ خبری وارد مذاکره شویم ، تبلیغ کنیم و ایران را با ظرفیت های بالقوه ی بالای توریستی اش به جهانیان معرفی کنیم .
" ايران جاذبه‌هاي بسياري دارد. جاذبه‌هايي كه مي‌تواند آن را به اولين مركز گردشگري خاورميانه و چه بسا آسيا تبديل كند. اگر روند اصلاحات گردشگري در كشورتان ادامه پيدا كند، مي‌توانيد خود را به آن جايگاه برسانید. گرچه با سياست‌هاي اقتصادي و سياسي‌اي كه بر كشور شما حاكم است این كار بسيار مشكلي است. ايران براي رسيدن به رونقي حداقل در حد دبي نيازمند سرمايه‌گذاري بسياري در صنعت گردشگري خود است. " ابن سائق مشاور امور صنعتی و بازرگانی امیر امارات متحده عربی که خود در گذشته دانشجوی دانشگاه شیراز بوده در ادامه ی مصاحبه ی خود از زیر ساخت های گردشگری در ایران می گوید : " من بعد از مدت‌ها چندي پيش به شيراز سفر كردم. در گذشته مكان‌هاي پذیرایی از مسافر در شيراز بسيار زياد بود. به خصوص در تخت جمشيد. اما الآن نه تنها بر تعداد آن‌ها افزوده نشده بلكه بسياري نيز كهنه و غير قابل استفاده شده‌اند اين وضعيت در استان‌هاي ديگر مانند بوشهر، كرمان، لرستان و ديگر جاها بدتر است. در حالي كه اين مكان‌ها از جاذبه‌هاي بسيار بالايي برخوردارند. اگر وسايل تفريحي و گردشگري در آن‌ها ساخته شود، مي‌توانم به جرات بگويم دیگرهيچ عربي براي گذران تعطيلات به سوئيس و اروپا نمي‌رود. به خصوص اكنون كه عرب‌ها از اروپا رانده شده‌اند و نسبت به آن‌جاها نگاه خصمانه‌ای به خود گرفته‌اند. چندي پيش من به شهرهاي شمالي ايران مانند رينه و از آن‌جا به چند شهر دیگر مثل گرگان رفتم متاسفانه اگر کسی در آنجا خانه نداشته باشد ، هیچ جایی برای سکونت او وجود ندارد .در کل این مسیر یک هتل خوب ندیدم که بتوانیم در آن اقامت کنیم ... هیچ چیز گردشگری و تفریحی در کار نیست.در حالیکه بازارهای محلی ایران خود می تواند یکی از بهترین جاذبه های گردشگری ایران شود . " (1 )


" قانون جهانی نظام اخلاقی توریسم در نظر دارد سند محکمی باشد ؛ آن را بخوانید ، به طور گسترده منتشرش کنید و در اجرای آن شرکت کنید ، چرا که ما تنها با همکاری شما می توانیم از آینده صنعت توریسم محافظت کنیم و همکاری بخش ها در رفاه اقتصادی ، صلح و همدلی را بین همه ی ملت های جهان توسعه دهیم ." ( فرانچسکو فرانجیالی )
با این اوصاف به نظر می آید خدمت محسوس ایران به توریسم جهانی همان عدم سرمایه گذاری در توریسم و ناشناخته ماندن و در نتیجه کمک به رشد گردشگری کشورهای همسایه است.
شوپنهاور معتقد است قرن بیستم هر روز خود را به شناخت دنیای کهن شرق مدیون است ، چنانچه همه چیز قرن شانزدهم مرهون دنیای باستانی یونان و روم است . (2)
حال این سوال مطرح است که ایران امروز در کجای تپه ی باستانی شرق قرار گرفته ؟



منابع :
http://www.world-tourism.org/code_ethics/eng/global.htm - ترجمه از سایت
http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara 1-
2- مارتینو ، پیر .1381 . شرق در ادبیات فرانسه قرون هفدهم و هجدهم ، جلال ستاری ، تهران ، نشر مرکز چا پ او




نویسنده : امیر.م
سه شنبه سیزدهم دی 1390


موضوع:

دفاع مقدس
روز 31 شهريور 1359 با حمله هوايي عراق به چند فرودگاه ايران و تعرض زميني همزمان ارتش بعث به شهرهاي غرب و جنوب ايران، جنگ 8 ساله حكومت صدام حسين عليه ايران آغاز شد. اين جنگ 19 ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي و چند روز پس از آن اتفاق افتاد كه صدام پيمان الجزاير را در برابر دوربين‌هاي تلويزيون بغداد پاره كرد. صدام در نطقي با تأكيد بر مالكيت مطلق كشورش بر اروند رود (كه وي آن را شط‌العرب ناميد) و ادعاي تعلق جزاير ايران به «اعراب» جنگ را در زمين، هوا و دريا عليه ايران آغاز كرد.
اين جنگ در حالي شروع شد كه مردم ايران دوران نقاهت پس از انقلاب را مي‌گذراندند و طبعاً به بازسازي كشور و آرامش و سازندگي مي‌انديشيدند. نيروهاي مسلح نيز به دليل آن كه انتظار جنگ را نداشتند، از آمادگي چنداني براي رويارويي در يك نبرد بزرگ برخوردار نبودند. به همين دلايل، نظاميان عراق در ماههاي اول پس از شروع حمله، موفق شدند چند شهر مرزي را در غرب و جنوب ايران تصرف كنند.
علل آغاز جنگ
گرچه صدام حسين در ساعات مياني 31 شهريور و پيش از صدور فرمان حمله به ايران، موضوع اختلافات مرزي را دليل وقوع جنگ عنوان كرد، اما حتي خود او نيز مي‌دانست اين جنگ مرحله اجرايي نقشه برنامه‌ريزي شده، هدفمند و فرامنطقه‌اي است و دولت بغداد به دليل اختلافات زميني و دريايي خود با ايران، تنها داوطلب اجراي اين نقشه شده است.
واقعيت اين است كه انقلاب اسلامي تنها سبب از بين بردن «جزيره ثبات غرب» در منطقه نشده بود، بلكه تمامي الگوها و هنجارهاي مورد نظر غرب در خاورميانه و خليج فارس را بر هم زده بود. انقلاب اسلامي در برابر نظامهاي لائيكي مورد نظر غرب در منطقه، با صراحت، احياء مذهب را صلا مي‌داد. علاوه بر آن قدرتهاي بزرگ از اين نگران بودند كه ثبات مورد نظر آنان در خاورميانه و همچنين جريان آرام و مطلوب نفت از خليج فارس، با تثبيت انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي ايران به خطر افتد. به همين دليل امريكا و اتحاد جماهير شوروي ـ عليرغم اختلافات برخاسته از فضاي جنگ سرد ـ در نارضايي از انقلاب اسلامي ايران موضع يكساني داشتند.
جمهوري اسلامي ايران در طول يك سال و چند ماه قبل از وقوع جنگ تحميلي، با فشارهاي برون مرزي متعددي روبرو شد:
جنگ تبليغاتي، سياسي رواني؛ محاصره اقتصادي؛ بلوكه كردن دارايي‌هاي ايران؛ تهديدات نظامي (مداخله نظامي در طبس و ...)؛ تحريف ماهيت انقلاب اسلامي در عرصه بين‌المللي؛ دامن زدن به تروريسم و ناامني داخلي و حمايت از آن.
هدف از اين اعمال، بدبين ساختن افكار عمومي جهان نسبت به انقلاب اسلامي، جلوگيري از شناسايي سياسي جمهوري اسلامي و فراهم ساختن زمينه هاي جنگ عليه ايران بود. هدف اين بودكه هرگونه برخورد با ايران، در عرصه بين‌المللي، اقدامي در جهت بازگرداندن ثبات و آرامش به منطقه ومطابق خواست جامعه جهاني جلوه كرده و توجيه پذير باشد. هدف اين بود كه نگذارند نهضت امام خميني (ره) به عامل تأثيرگذار در تعيين نظم استراتژيك جهان تبديل شود.
اين گونه اهداف و ديدگاهها نيز نمي‌توانست در چهارچوب اختلافات مرزي و جاه‌طلبي‌هاي صدام تعريف شود. صدام در حقيقت فريب توطئه خارجي را خورد و جاه‌طلبي‌اش محركي براي انتخاب عراق در اجراي اين توطئه بود. البته در كنار اين جاه‌طلبي، صدام انگيزه‌هاي جداگانه‌اي نيز براي جنگ داشت: صدام از تأثير انقلاب اسلامي ايران بر جمعيت 60 درصدي شيعيان عراق نگران بود؛ صدام همانگونه كه خود و دولتمردانش به دفعات اعلام كردند از پيمان الجزيره ناراضي بوده و در پي فرصتي براي لغو آن و حل يكسره اختلافات مرزي دو كشور مطابق ميل خود بود؛ صدام ـ بعدها از زبان سياستمداران عراقي و غير عراقي منتشر شد ـ مايل بود در برنامه نابودي انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي ايران و از بين بردن خطرتفكر اسلامي براي استعمارگران، در منطقه پيشقدم شود تا بتواند حمايت دولتهايي را كه با پيروزي انقلاب اسلامي منافعشان خطر افتاده، جلب كند و خود رهبري جهان عرب را به دست گيرد.
به همين دليل بسياري از تحليلگران سياسي، جنگ تحميلي عراق عليه ايران را تهاجمي فرا منطقه‌اي و برخاسته از اراده برون مرزي مي‌شمارند.
البته حوادث بعد نشان داد كه امريكا و يارانش در تبيين واقعيت‌ها، اشتباه كرده و دچار خوش‌بيني شده بودند كه ناشي از ماهيت رخدادهاي سياسي‌ـ اجتماعي و اطلاعات نادرست امريكا بود. امريكا به رغم نظام و سيستم اطلاعاتي‌اش، همچنين حضور طولاني مدت در جامعه ايران، فاقد اطلاعات واقعي بود و توان تبيين صحيح اين اطلاعات را نيز نداشت.
مجموعه اين مسايل، امريكا و هم پيمانانش را به چالشي با جامعه ايران كشاند كه هنوز بعد از گذشت نزديك به سه دهه به پايان نرسيده است. گرچه در اين مدت تحولات زيادي رخ داده، اما به طور قطع آن چه امريكايي‌ها از آن هراس داشتند اتفاق افتاد؛ انقلاب اسلامي ايران در برگرفتن غبار از چهره اسلام و خارج ساختن آن از كنج راكد عبادتگاهها به صحنه سياسي جوامع بشري موفق بود.
تمهيدات صدام براي جنگ تحميلي
صدام كه اساساً با نيت مبارزه با جمهوري اسلامي ايران در 25 تير 1358 با كودتا در عراق به قدرت رسيده بود، از ابتدا از تمامي راههاي ممكن براي به زانو درآوردن انقلاب اسلامي بهره گرفت.
اخراج هزاران ايراني از عراق در نيمه دوم 1358ش.؛ توزيع اسلحه بين عوامل ضد انقلاب حمايت از بمب‌گذاران و طراحي انفجارهاي مكرر در خطوط راه‌آهن و تأسيسات نفتي؛ پناه دادن به ژنرالهاي فراري حكومت پهلوي؛ انتخاب اسامي مجعول براي شهرهاي ايران در نقشه‌ها و كتابهاي درسي (عراق اهواز را «الاحواز»، خرمشهر را «محمره»، آبادان را «عبادان»، سوسنگرد را «خفاجيه» و بالاخره خوزستان را «عربستان» ناميد.1) و الحاق خيالي اين شهر‌ها به قلمرو جغرافيائي عراق؛‌ تحريكات و تجاوزات مكرر مرزي (دهها مورد يادداشت رسمي اعتراض از سوي وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران به سفارت رژيم عراق در تهران ارسال شده است2)؛ انعقاد قراردادهاي خريد هواپيماهاي ميراژ، ميگ وتوپولف (اين قراردادها پس از پيروزي انقلاب و قبل از جنگ منعقد شده است)؛ تقويت بدون دليل نيروهاي عراقي در مرز مشترك دو كشور و ايجاد موانع از قبيل سنگرهاي بتوني، سيم‌هاي خاردار و ... صدها نمونه ديگر از اقدامات مقدماتي صدام براي فراهم آوردن زمينه يك تهاجم گسترده نظامي عليه جمهوري اسلامي ايران است.
از اين رو هجوم نظاميان عراق به ايران در 31 شهريور 1359، تعجب هيچ يك از محافل سياسي مطلع جهان را برنيانگيخت، چرا كه از تمامي اقدامات يكساله صدام، بوي جنگ به مشام مي‌رسيد.
دولتمردان عراقي از همان ابتداي تجاوزشان تمامي توان سياسي، نظامي و تبليغي خود را براي به زانو درآوردن انقلاب اسلامي ايران به كار بستند. در جبهه سياسي هيأتهاي بسياري را روانه كشورهاي اروپايي، آفريقايي و آسيايي كردند و در اين مأموريت‌ها تلاش داشتند تا اهداف و مقاصد خود در تحميل جنگ به جمهوري اسلامي ايران را، نزد جهانيان توجيه نمايند. در نيمه اول دهه 1360 ش. روزنامه‌ها و رسانه‌هاي ارتباط جمعي امريكا و اروپا مملو از مقالات و گزارشهايي بود كه در آنها، به اهداف و نقشه‌هاي مقامات عراقي در به راه انداختن جنگ و علت حمايت كشورهاي غرب و شرق از آنها اشاره شده بود. در اين مقالات در توصيف اهداف جنگ به سركوب بنيادگرايي در منطقه، توقف صدور انقلاب اسلامي، كاستن از خطر بالقوه براي حكومت صهيونيستي، رفع نگراني دولت‌هاي عرب خليج فارس از قدرت ايران و ... اشاره شده بود.
عراقي‌ها در خلال جنگ، تمام قوانين ومقررات بين‌المللي را زير پا گذاشتند: پيمان الجزاير، پيمان منع كاربرد سلاحهاي شيميايي، پيمان منع حمله به اماكن مسكوني، پيمان مربوط به ضرورت رفتار انساني با اسيران جنگي، پيمان مربوط به ضرورت امنيت هوانوردي، پيمان مربوط به امنيت درياها، و دهها و صدها نمونه ديگر از پيمانها، مقررات و قوانين معتبر بين‌المللي در خلال جنگ تحميلي از سوي عراقي‌ها به زير پا گذارده شد.
بغداد در خلال جنگ تحميلي، از شبكه‌هاي بمب‌ گذار درداخل كشورو در رأس آنها از سازمان مجاهدين خلق (منافقين) حمايت كرد. منافقين كه در فرانسه و بعد در عراق مستقر شدند با سكوت يا حمايت دولت‌هاي ميزبان، بسياري از اقدامات تروريستي عليه مسئولان و افراد عادي كوچه و بازار ايران را در خلال جنگ تحميلي هدايت ‌كردند. ترور مردم عامي و مسئولان نظام، در پاريس و بغداد طراحي و برنامه‌ريزي مي‌شد و در شهرهاي مختلف ايران به اجرا در مي‌آمد. هفتم تير و شهادت آيت‌الله بهشتي و 72 نفر از مسؤولان ايران، هشتم شهريور وشهادت رئيس جمهور رجايي و نخست‌وزير باهنر، شهادت امامان جمعه، ترور مستمر مردم عادي از قبيل كاسب، دانش‌آموز، روحاني و غيره از جمله اقدامات تروريست‌هاي داخلي تحت الحمايه دولت عراق در خلال 8 سال جنگ تحميلي بود.
علاوه بر اين، ابعاد جنگ فقط در مرزها و يا در داخل شهرها به صورت ترورهاي روزمره خلاصه نمي‌شد، بلكه خانه‌هاي مسكوني مردم و مدارس كودكان بي‌دفاع در بسياري از شهرهاي ايران آماج حملات موشكي عراقي‌ها بود و هزاران نفر از تلفات مردمي جنگ ناشي از همين گونه حملات بود. كشتي‌هاي باري و نفتي كه عازم بنادر ايران بودند، در بخش عمده اين 8 سال هدف حملات هوايي عراق در خليج فارس بودند و هواپيماهاي جاسوسي ـ آواكس ـ كه در عربستان مستقر بودند، جنگنده‌هاي عراقي را در هدف‌گيري اين كشتي‌ها ياري مي‌دادند.
حمايتهاي جهاني از صدام
در خلال جنگ تحميلي، عراق از حمايت بي‌دريغ تسليحاتي، مالي و سياسي بين‌المللي برخوردار بود. فرانسه، شوروي، انگلستان و چين درصدر صادر كنندگان اسلحه مورد نياز عراق قرار داشتند، آلمان تأمين كننده عمده جنگ افزارهاي شيميايي عراق بود و دولت‌هاي عرب حوزه خليج فارس تأمين كننده عمده نيازهاي نفتي، مالي و ترابري عراق بودند.
دولت عراق در 1358ش. حدود 12 ميليارد دلار صرف خريد تسليحات كرد، امّا در 1361 توانست در خريد جنگ‌افزار از عربستان سعودي سبقت گيرد و در 1363 ش. بودجه نظامي بغداد از مجموع بودجه نظامي كشور‌هاي عضو شوراي همكاري خليج فارس بيشتر شد. در اين سال عراق 40 درصد درآمدهاي داخلي خود را صرف خريد جنگ‌افزار از امريكا، انگليس، فرانسه و روسيه كرد. هزينه‌اي كه عراق در دهه 1360ش. صرف خريد سلاح از امريكا و اروپا كرد، از هزينه تسليحاتي كشورهاي صنعتي اروپاي غربي در همين دهه بيشتر بود. در اين دهه عراق، دو برابر آلمان غربي بودجه نظامي داشت.3
نه در امريكا، نه در اروپا، نه در روسيه و نه در سازمان ملل، هيچ منعي براي تسليح مداوم عراق به انواع جنگ‌افزارهاي كشتار جمعي در دهه 1360 ش. وجود نداشت. بسياري از اين سلاحها در شرايطي به عراق سرازير مي‌شد كه اين كشور پولي براي خريد آنها نداشته و خود را همه ساله به فروشندگان خود مقروض مي‌ساخت. بسياري از واردات نظامي نيز با صادرات نفتي پاسخ داده مي‌شد.
آمارهاي رسمي نشان مي‌دهد كه شوروي، فرانسه و چين ـ سه عضو دائم شوراي امنيت سازمان ملل ـ به ترتيب درصدر كشورهاي صادركننده سلاح به عراق در دهه 1360 ش. بوده‌اند. در طول اين دهه، 53 % واردات نظامي عراق به ارزش تقريبي 13 ميليارد و 400 ميليون دلار از شوروي تأمين مي‌شد. فرانسوي‌ها نيز با فروش بيش از 5 ميليارد دلار سلاح به عراق در دهه 1360ش. مجموعاً 20 % واردات نظامي عراق را به خود اختصاص داده‌اند. اين رقم در مورد چين نيز به 7% يعني به بيش از يك ميليارد و ششصد ميليون دلار بالغ مي‌شد. 4
در كنار فعاليت مستقيم كارخانجات جنگ افزار سازي وابسته به دولت‌ها، مؤسسات خصوصي مختلف نيز در اين راستا صرفاً جهت كسب درآمد هرچه بيشتر وارد معركه شده و بدون توجه به قوانين داخلي هر كشور در مورد منع صدور ساز و برگ نظامي به كشورهاي درگير جنگ و حتي قوانين و كنوانسيون‌هاي بين‌المللي ناظر بر جلوگيري از توليد و فروش سلاحهاي غير متعارف، عراق را به صورت يك زراد خانه عظيم درآوردند.
اين روند باعث شد كه حكومت بعث نه تنها به پيشرفته‌ترين تجهيزات نظامي در زمينه‌هاي جنگ هوايي و زميني دست يابد، بلكه كارخانجات جنگ افزار سازي متعددي با همكاري كشورهاي مختلف به صورت آشكار و نهان برپا ساخت، به طوري كه طبق گزارش مؤسسات بين‌المللي، در پايان جنگ، عراق پنجمين قدرت نظامي جهان شد.5
در اين جنگ امريكايي‌ها نيز سهم خود را در ياري رساندن به ماشين جنگي صدام و دشمني با جمهوري اسلامي ايران ايفا كردند: در اسفند 1360، نام عراق از فهرست كشورهايي كه واشنگتن از آنها به عنوان «طرفداران تروريسم» ياد مي‌كرد خارج شد و در آذر 1363، امريكا به تحريم سياسي عراق خاتمه داد و روابط سياسي با اين كشور را برقرار كرد. امريكايي‌ها در موارد متعددي هماهنگ با صدام و به طور مستقيم وارد جنگ عليه جمهوري اسلامي ايران شدند. حمله به پايانه‌ها و چاه‌هاي نفتي ايران در خليج فارس و ساقط كردن هواپيماي مسافري ايرباس ايران بر فراز اين منطقه و كشتار 300 مسافر و خدمه آن، دو نمونه از اين حملات بود. اين حوادث در حالي رخ مي‌داد كه ايران مورد تحريم تسليحاتي قرار داشت و اين تحريم با شدت اعمال مي‌شد. «كاسپارواين برگر» ـ وزير دفاع وقت امريكا ـ راجع به تصويب قطعنامه تحريم تسليحاتي ايران با صراحت گفته بود:
«... در صورتي كه قطعنامه تحريم تسليحاتي اجرا شود، ريشه توانايي ايران براي ادامه جنگ به سرعت خشك مي‌شود و در واقع ريشه موجوديت ايران نيز به صورت يك ملت به خشكي مي‌گرايد... 6»
شوراي همكاري خليج فارس كه در 1359 ش. به بهانه همكاري‌هاي اقتصادي، سياسي و نظامي 6 كشور عضو ـ امارات متحده عربي، بحرين، قطر، كويت، عربستان سعودي و عمان ـ به وجود آمد، عملاً كانوني براي گردآوري دلارهاي نفتي منطقه و انتقال آن به بغداد براي تقويت بنيه نظامي عراق شده بود. هنگامي كه جنگ به پايان رسيد، تنها مطالبات نقدي 6 كشور عضو اين شورا از عراق، از مرز 80 ميليارد دلار گذشته بود. اين غير از ميلياردها دلار نفتي بود كه دولتهاي منطقه به ويژه كويت و عربستان از پالايشگاهها و پايانه‌هاي خود به حساب عراق به شركتها و كمپاني‌هاي نفتي غرب فروخته بودند.
شيخ نشينهاي عرب منطقه به مدت يك دهه به مثابه دولتهاي دست نشانده بغداد عمل مي‌كردند. عراقيها دائماً از آنها متوقع بودند و براي جنگ و اقدامات نظامي خود بر سر آنان منت مي‌گذاشتند و رژيمهاي عرب نيز سپاسگزار بعثيها، دلارهاي نفتي‌شان را براي حاكمان بغداد ارسال مي‌كردند؛ همان حاكماني كه دو سال بعد از پايان جنگ تحميلي‌شان بر ايران، در حمله جديد خود به كويت و عربستان تلافي حمايتهايشان را كردند!. به همين دليل، هنگامي كه در تابستان 1369 ش.، صدام، طرح حمله گسترده به كويت را آماده مي‌كرد، كمترين بهايي براي واكنش احتمالي عربستان و ساير شيوخ شوراي همكاري قائل نبود. دولتهاي عرب حوزه خليج فارس در آن سال، در حقيقت پاداش سياست ده ساله خود را در دفاع يكجانبه از صدام دريافت كردند.
ناكامي صدام در دستيابي به اهدافش
ايمان و اعتقاد راسخ رزمندگان ايران به حقانيت انقلاب اسلامي و موج عظيم مردمي كه در قالب «بسيج» براي دفاع از كيان نظام جمهوري اسلامي ايران طي 8 سال دايماً حضور خود را در جبهه حفظ كردند، بزرگترين سرمايه انقلاب و نظام بود و مهمترين نقش را در توقف ماشين جنگي عراق بر عهده داشت.
در بررسي عوامل شكست عراق در دستيابي به اهداف اعلام شد‌ه‌اش، علاوه بر ايمان و اعتقاد رزمندگان ايراني، عوامل ديگر از قبيل نااميدي حاميان صدام از سقوط جمهوري اسلامي ، مردمي شدن جنگ و سرانجام پذيرش قطعنامه 598 از جانب ايران نيز بي تأثير نبود. نتيجه آن شد كه عراقيها 8 سال پس از شروع جنگ در همان نقطه اوليه آغاز قرار داشتند.
«خاوير پرزدكوئه‌يار» ـ دبير كل وقت سازمان ملل ـ نيز در خاتمه جنگ، با انتشار بيانيه‌اي رسماً از عراق به عنوان «شروع كننده جنگ» نام برد. اين بيانيه نيز سندي از مجموعه اسناد حقانيت جمهوري اسلامي ايران درجنگ بود. در خلال اين جنگ هيأتهاي متعدد صلح از سوي سازمان ملل، سازمان كنفرانس اسلامي، اتحاديه عرب و جنبش عدم تعهد براي ميانجي‌گيري به تهران و بغداد سفر كردند كه غالباً داوري آنها به دليل آن كه فاقد اصل بيطرفي و گاهي عاري از عدالت و صداقت بود، به نتيجه‌اي نرسيد. قطعنامه‌هاي منتشره از سوي شوراي امنيت سازمان ملل نيز به استثناي قطعنامه هفتم ـ قطعنامه598ـ كه در تير 1366 به تصويب رسيد، غالباً جانب انصاف و عدالت را رعايت نكرده بود.
قطعنامه 598 نيز عاري از اشكال نبود اما نسبت به ساير قطعنامه‌هاي منتشره، مواضع بيطرفانه‌تري داشت و جمهوري اسلامي ايران عليرغم بي‌ميلي اوليه سرانجام در تير 1367 آن را رسماً پذيرفت. روز 29 مرداد 1367 از سوي سازمان ملل آتش بس اعلام شد و به تدريج آتش جنگ در جبهه‌ها خاموش گرديد. با اين همه هنوز اكثر بندهاي قطعنامه 598 اجرا نشده است.
قسمتي از پيام امام خميني(ره) راجع به قطعنامه 598 و شرايط سياسي آن روز چنين است:
... من با توجه به نظر تمام كارشناسان سياسي و نظامي سطح بالاي كشور كه به تعهد و دلسوزي و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع كنوني آن را به مصلحت انقلاب و نظام مي‌دانم و خدا مي‌داند كه اگر نبود انگيزه‌اي كه همه‌ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قرباني شود، هرگز راضي به اين عمل نمي‌بودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود...
... خوشا به حال شما ملت، خوشا به حال شما زنان و مردان، خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودين و خانواده‌هاي معظم شهدا و بدا به حال من كه هنوز مانده‌ام و جام زهر آلود قبول قطعنامه را سركشيده‌ام و در برابر عظمت و فداكاري اين ملت بزرگ احساس شرمساري مي‌كنم، و بدا به حال آنان كه در اين قافله نبودند، بدا به حال آنهائي كه از كنار اين معركه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظيم الهي تا به حال ساكت، بي تفاوت و يا انتقاد كننده و پرخاشگر گذشتند.7
به اين ترتيب جنگي كه در 31 شهريور 1359 توسط همة ظالمان جهان و به دست صدام بعثي به جمهوري اسلامي ايران تحميل شد، بدون دستيابي آنان به اهدافشان، در تابستان 1367 ش. به پايان رسيد.
پي‌نويس:
1 ـ تحليلي بر جنگ تحميلي عراق عليه ايران؛ انتشارات وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران.
2 ـ همان.
3 ـ‌ روزنامه جمهوري اسلامي؛ 31 شهريور، دوم و سوم مهر 1370ش؛ «صادر كنندگان مرگ».
4 ـ‌ همان.
5 ـ‌ گزارش آماري مؤسسه بين‌المللي صلح استكهلم ؛ 1989 م.
6 ـ فرآيند جنگ تحميلي؛ اداره كل پژوهش معاونت سياسي صدا و سيما.
7ـ صحيفه نور؛ جلد 20 ؛ ص 239.




نویسنده : امیر.م
سه شنبه سیزدهم دی 1390


موضوع: مذهبی

نماز و اسرار تربيتي آن

نماز موجب ياد خداست:

ياد خدا بهترين وسيله براي خويشتن داري و كنترل غرايز سركش و جلوگيري از روح طغيان است. «نمازگزار» همواره به ياد خدا مي‏باشد، خدايي كه از تمام كارهاي كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدايي كه از آنچه در زواياي روان ما وجود دارد و يا از انديشه ما مي‏گذارد، مطلع و باخبر است و كمترين اثر ياد خدا اين است كه به خودكامگي انسان و هوسهاي وي اعتدال مي‏بخشد، چنان كه غفلت از ياد خدا و بي خبري از پاداشها و كيفرهاي او، موجب تيرگي عقل و خرد و كم فروغي آن مي‏شود.

انسان غافل از خدا در عاقبت اعمال و كردار خود نمي‏انديشد و براي ارضاي تمايلات و غرايز سركش خود حد و مرزي را نمي‏شناسد و اين نماز است كه او را در شبانه روز پنج بار به ياد خدا مي‏اندازد و تيرگي غفلت را از روح و روانش پاك مي‏سازد.

به راستي، انسان كه پايه حكومت غرايز در كانون وجود او مستحكم است، بهترين راه براي كنترل غرايز و خواستهاي مرزنشناس او همان ياد خدا، ياد كيفرهاي خطاكاران و حسابهاي دقيق و اشتباه‏ناپذير آن مي‏باشد. از اين نظر قرآن يكي از اسرار نماز را ياد خدا معرفي مي‏كند: «اقم الصلوة لذكري؛ نماز را براي ياد من بپادار!» (1)

• دوري از گناه:

نمازگزار ناچار است كه براي صحت و قبولي نماز خود از بسياري از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، يكي از شرايط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسايلي است كه درآن به كار مي‏رود، مانند آب وضو و غسل، جامه‏اي كه با آن نماز مي‏گزارد و مكان نمازگزار، اين موضوع سبب مي‏شود كه گرد حرام نرود و در كار و كسب خود از هر نوع حرام اجتناب نمايد؛ زيرا بسيار مشكل است كه يك فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقيد شود و در موارد ديگر بي پروا باشد.

گويا آيه زير به همين نكته اشاره مي‏كند و مي‏فرمايد: «ان الصلوة تنهي عن الفحشأ و المنكر؛ كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه باز مي‏دارد.» (2)

بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد كه شرط قبولي نماز در پيشگاه خداوند اين است كه نمازگزار زكات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غيبت نكند؛ از تكبر و حسد بپرهيزد؛ از مشروبات الكلي اجتناب نمايد و با حضور قلب و توجه و نيت پاك به درگاه خدا رو آورد و به اين ترتيب نمازگزار حقيقي ناگزير است تمام اين امور را رعايت كند. روي همين جهات، پيامبر گرامي ما(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) مي‏فرمايد: نماز چون نهر آب صافي است كه انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و كثيف نمي‏شود. همچنين كسي كه در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواندو قلب خود را در اين چشمه صاف معنوي شست و شو دهد، هرگز آلودگي گناه بر دل و جان او نمي‏نشيند.

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه مي‏تواند نشانه كوچكي از اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد.

• نظافت و بهداشت:

از آنجا كه نمازگزار در برخي از مواقع همه بدن را بايد به عنوان «غسل» بشويد و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگيرد و پيش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع كثافت و آلودگي پاك سازد؛ ناچار يك فرد تميز و نظيف خواهد بود. از اين نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت كه يك امر حياتي است كمك مي‏كند.

• انضباط و وقت‏شناسي:

نمازهاي اسلامي هر كدام براي خود وقت مخصوص و معيني دارد و فرد نمازگزار بايد نمازهاي خود را در آن اوقات بخواند، لذا اين عبادت اسلامي به انضباط و وقت‏شناسي كمك مؤثري مي‏كند.

بالاخص كه نمازگزار بايد براي اداي فريضه صبح پيش از طلوع آفتاب از خواب برخيزد، طبعا يك چنين فردي گذشته از اين كه از هواي پاك و نسيم صبحگاهان استفاده مي‏نمايد، به موقع فعاليتهاي مثبت زندگي را آغاز مي‏كند.

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه مي‏تواند نشانه اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد.





نویسنده : امیر.م
سه شنبه سیزدهم دی 1390


موضوع: ورزش

 

وَرزش به تمامی گونه‌های فعالیت فیزیکی بدن گفته می‌شود که شرکت کنندگان آن می‌توانند به صورت منظم و سازمان یافته یا گاه به گاه در آن شرکت کنند و از آن برای بهبود تناسب اندامشان و یا فراهم آوردن سرگرمی و تفریح بهره ببرند. ورزش می‌تواند به صورت رقابتی برگزار شود که در این صورت باید بر پایهٔ رشته قوانینی که مورد توافق همگان است، یک یا چند برنده در آن مشخص گردد که در این گونه ورزش‌ها شرکت کنندگان باید درجه‌ای از توانمندی‌های مربوط به آن رشته را دارا باشند بویژه در رده‌های بالاتر. هم اکنون با در نظر گرفتن ورزش‌های تک نفره، صدها رشتهٔ ورزشی وجود دارد. ورزش‌های گروهی می‌تواند در افراد را در قالب دو یا چند تیم دسته بندی کند و تیم‌ها با هم رقابت کنند یا اینکه افراد به صورت تکی با دیگران رقابت می‌کنند. گونه‌هایی از فعالیت‌های غیر فیزیکی وجود دارد که گاهی آن‌ها را به ورزش نسبت می‌دهند؛ برای نمونه می‌توان به ورق‌بازی و بازی‌های تخته‌ای اشاره کرد. البته در حالت کلی نمی‌توان از این فعالیت‌ها با نام ورزش یاد کرد چون تکاپوی فیزیکی در آن‌ها وجود ندارد.

تعریف ورزش به هدف و منظور از انجام آن بستگی دارد.

برای نمونه پیکارهای شنا که در برابر هزاران نفر در یک استخر سرپوشیده مسابقاتی انجام می‌گیرد یک گونه از ورزش بشمار می‌رود در حالیکه شنا در یک استخر معمولی یا در دریا یک تفریح شمرده می‌شود.

رشته‌های فراوانی در ورزش وجود دارند و مردم زمان و هزینه زیادی را چه به عنوان شرکت کننده و چه به عنوان تماشاگر صرف ورزش می‌کنند.

ورزش و ورزش کردن طی سالیان طولانی از قالب یک تفریح و سرگرمی به قالب یک حرفه و فعالیت درآمده‌است و تعداد بیشماری از ورزشکاران حرفه‌ای در سراسر جهان از طریق ورزش به ثروت رسیده‌اند. این یکی دیگر از خصوصیات ورزش به شمار می‌آید.

امروزه ورزش زنان نیز جایگاه ویژه‌ای در مجامع بین‌المللی پیدا کرده‌است.

واژهٔ ورزش که از دیرباز معنای تمرین و ممارست داشت به هنگام تصویب «قانون ورزش اجباری در مدارس» در ۱۶ شهریور ماه ۱۳۰۶ خورشیدی به‌طور رسمی به معنای امروزی وارد قاموس واژگان دولتی ایران شده‌است.*[۱]

پیشینه [ویرایش]

یک تیم فوتبال نوجوانان در ایندیانا - آمریکا

.

توسعهٔ ورزش‌ها با توجه به گذشتهٔ کامل آن‌ها، مطالب مهمی را دربارهٔ دگرگونی‌های اجتماعی و دگرگونی‌های خود ورزش‌ها آشکار می‌کند.

کشف‌های بسیار مدرنی در فرانسه، آفریقا و استرالیا دربارهٔ هنر غارنشین‌ها وجود دارد (برای نمونه لاسکائوکس) که مربوط به زمان ماقبل تاریخ است اطلاعات زیادی دربارهٔ جشن‌های مذهبی و رفتار انسان‌ها از آن دوران را در دسترس قرار می‌دهد. دانشمندان با کمک تاریخ نویسی کربنی دریافته‌اند که پیشینهٔ برخی از این منابع به ۳۰۰۰۰ سال پیش باز می‌گردد. شواهد مستقیم و کافی دربارهٔ ورزش از این منابع بدست نیامده‌است اما می‌توان این برداشت را داشت که فعالیت‌هایی در آن دوران وجود داشته که برابر ورزش در زمان ما می‌شده‌است.

واقعیت‌های هنری و ساختاری وجود دارد که نشان می‌دهد که در ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح چینی‌ها با ورزش و فعالیت‌های شبیه آن سر و کار داشته‌اند. به‌نظر می‌رسد که ورزش ژیمناستیک یکی از ورزش‌های پرطرفدار و عمومی در چین باستان بوده‌است. آثار باقیمانده از فرعون‌ها نشان می‌دهد که تعداد زیادی از ورزش‌ها، شامل شنا و ماهیگیری، بطور کامل توسعه و تکمیل شده بود و بطور منظمی در چندین هزار سال قبل در مصر باستان انجام می‌شده‌اند. سایر ورزشهای مصر باستان شامل پرتاب نیزه، پرش ارتفاع و کشتی گرفتن بود. ورزش‌های ایران یا پرشیای باستان مانند هنر نظامی ایرانیان درزمان زرتشتیان ارتباط نزدیکی با مهارت‌های دفاعی و رزمی جنگی داشت. از رشته‌های ورزشی دیگری که در پرشیا رواج داشت از چوگان و شمشیربازی سوار بر اسب می‌توان نام برد. در اروپا، علائم باقیمانده از ایرلند باستان شمایلی از آماده کردن جنگاوران برای جنگ را نشان می‌دهد که یادآور ورزش هاکی ایرلندی در عصر حاضر است. پیشینه این تصاویر به ۱۳ قرن قبل از میلاد مسیح باز می‌گردد.

شمار زیادی از رشته‌های ورزشی از قبیل، کشتی، دویدن، بکس، پرتاب نیزه، پرتاب دیسک، راندن گاری در زمان یونان باستان وجود داشته‌اند. این فعالیت‌ها ارتباط فرهنگ نظامی و توسعه ورزش در یونان باستان را نشان می‌دهد. از زمانی که یونانی‌ها المپیک را بوجود آوردند، ورزش بخشی از فرهنگ این کشور شده‌است. بازیهای المپیک در ابتدا هر چهار سال یکبار در المپیا (دهکده کوچکی در پلئوپونس) برگزار می‌شده‌است. از آن روزگار تا زمان حال این ورزشها به‌شکل فزاینده‌ای سازمان یافته‌تر شده‌اند و مقررات ویژه‌ای برای آنها تدوین شده‌است. صنعتی شدن زمان استراحت و تفریح بیشتری برای شهروندان کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه فراهم کرده و باعث شده مدت زمان بیشتری برای ورزش صرف کنند. چه به‌عنوان تماشاچی مسابقه‌های هیجان‌انگیز ورزشی و چه به‌عنوان شرکت کننده در اینگونه رقابت‌ها. این گرایش‌ها و تمایل‌ها با کارآیی مد یاوسایل ارتباط جمعی گسترده و ارتباطات جهانی وسیع ادامه دارد. حرفه‌ای شدن در یک ورزش یک مورد و امتیاز خاصی شده و بعلاوه بودن آنها محبوبیت ومردمی بودن ورزش‌ها را افزایش داده‌است، تا آن جا که طرفداران ورزش‌ها شروع به تبلیغ و نمایش ورزشکاران حرفه‌ای از طریق رادیو، تلویزیون و اینترنت کرده اند—که همه آنها در تمرین‌ها و رقابتهای ورزشی با ورزش‌های آماتور شرکت و نقش دارند.

فوتبال محبوب‌ترین و مردمی‌ترین ورزش در سطح جهان است.

جایگاه ورزش در ایران باستان [ویرایش]

دکتر گریشمن، باستان شناس فرانسوی درباره ورود آریان‌ها هزار سال قبل از میلاد می‌گوید: این سواران ایرانی با زن، بچه و گله وارد شدند و مزیت تقسیم ناحیه را به مالک کوچک متعدد به دست آوردند و بیشتر آنان همراه گروه سواران خود به خدمت امرای محلی درآمدند.


آریایی‌ها یکی از شعب مردمان هند و اروپایی بودند. برخی از باستان شناسان معتقد هستند که ساکنین اولیه آریان‌ها یا آریایی‌ها در قسمت شرقی و جنوب شرقی دریای خزر بوده و برخی دیگر آن‌ها را به مردمان قفقازیه که به قسمت‌های جنوبی خزر آمده‌اند نسبت می‌دهند.

اینان مردانی بودند که به عنوان سرباز مزدور زندگی می‌کردند. ایشان سربازانی را تشکیل می‌دادند که می‌بایست یک روز جانشین امرایی بشوند که خود در خدمت ایشان بودند.

تاریخ مهاجرت آن‌ها نیز به درستی روشن نیست ولی بین دو هزار سال تا پانصد سال قبل از میلاد این قوم به سرزمین ایران آمده و افراد بومی و محلی را به جنوب برده‌اند.

بنابراین آریان‌ها مردمانی قوی، سلحشور و صحرا گرد بوده و کار عمده شان پرورش حیوانات اهلی و شکار و سواری و تیراندازی بوده‌است.

ورزش و تقویت قوای بدنی و مهارت در جنگ و سواری و تیراندازی و راهپیمایی از اصول متداول این مردم بوده‌است قومی که دائما در حال کوچیدن و منازعه با بومی‌های محلی بوده و به قهر و غلبه زمینها و کشتزارها را تصاحب می‌کرده قطعا باید چالاک و سلحشور و بردبار و قوی اندام باشند.

این مردم بتدریج شهر نشین شده و ده و شهر و قصبه بوجود آورده‌اند از وقتی که آریان‌ها شهر نشین شدند همیشه مورد هجوم شعبه دیگر آریایی‌ها – سکاها واقع شدند.

قبل از تشکیل دولت ماد، آریان‌ها بشکل ملوک الطوایفی می‌زیسته و رئیس هر خانواده با قدرت کامل خانواده را اداره می‌کرد، و در مواقع جنگ یکی از رؤسای این خانواده فرماندهی لشکر را به عهده می‌گرفتند که بعدا مقام سلطنت از همین اختیارات به وجود آمد. در آن زمان هیچ یک از امراء و سلاطین قدرت رئیس خانواده را تهدید نمی‌کردند.

از قرن نهم قبل از میلاد سه تیره بزرگ آریایی در سرزمین ایران به حکومت رسیدند، در مشرق باختری‌ها، در مغرب مادها و در جنوب پارس‌ها.

آن چه از اخلاق و آداب این زمان روشن است حالت آماد گی قوم آریایی برای حرکت و جنگ و دفاع بوده و در این عصر کشت غلات کاملا مرسوم شده و در دهات و قصبات مزارع رونق بیشتری یافتند.

تربیت حیوانات اهلی را عملی ساخته و اسب و سگ از نظر فوایدی که در جنگ و سفر و حضر و نگهبانی رمه و گله داشتند بیشتر اهمیت داشت.

روحیه ورزشکاری [ویرایش]

تحریک و تحرک بخشیدن به ورزشها اغلب یک حالت ووسیله بیاد ماندنی نمی‌باشد. برای مثال، پیشقدمان دریانوردی و قایق رانی اغلب می‌گفتند که اغلب مسابقه قایق‌های باد شونده به معنی تحریک بخشیدن به مهارتهای یادگیرندگان قایق رانی و دریانوردی است. اما با وجود این، اغلب مهارتهای محرک برای افزایش قابلیت کارآیی و عملکرد در موقع رقابت بیشتر از یادگیری باهم ادغام می‌شوند. روحیه ورزشکاری یک روحیه یا حالتی را بیان می‌کند که از آن فعالیت یا رقابت بخاطر خود آن لذت می‌برند. این حالت عاطفی معروف توسط خبرنگار ورزشی Grantland Rice به این صورت معنی می‌شود که مهم نیست که شما برنده یا بازنده شدید بلکه این مهم است که بازی را انجام داده‌اید. ، " و شعار المپیک مدرن که توسط بنیان گذار آن Pierre de Coubertin این است. مهمترین چیز این نیست که برنده نشدید اما این است که شما شرکت کردید، نمونه‌هایی از بیان این حالت عاطفی مناسب هستند. بیان می‌شود.

اما اغلب فشار برای رقابت یا یک تمایل فردی برای احراز کارآیی مانند فشار و زور تکنولوژیمی تواند بر بازی لذت بخش و رقابت عادلانه توسط شرکت کنندگان تاثیر بگذارد.

افراد مسئول برای فعالیتهای تفریحی اغلب در جستجوی شناخته شدن و کسب احترام در ورزشها هستند که با پیوستن به فدراسیون ورزشها مانند کمیته بین المللی المپیک یا با تشکیل هیئت منظم وقانونی اقدام به این کار می‌کنند. دراین صورت ورزشها از حالت تفریحی به حالت رسمی عوض می‌شوند: در ارتباط با اعضای جدید اخیر از قبیل دوچرخه سواران BMX، کوهنوردان برفی، و کشتی گیران هستند بعضی از این فعالیتها جنبه عمومی و همگانی دارند اما شکل گیری غیر یکسان در فرمهای مختلف برای مدت زمان طولانی دوام داشته‌است. در حقیقت، مققرات رسمی ورزشها در ارتباط با زندگی مدرن و توسعه فزاینده‌است.

روحیه ورزشکاری، تحت هر اسمی مربوط به رفتار رقابت کننده در قبل، در طی و بعد از رقابت می‌باشد. نه تنها اگر یک ورزشکار برنده شود باید روحیه ورزشکاری خوبی داشته باشد وآن را حفظ کند بلکه اگر او ببازد باید همچنین این روحیه را حفظ کند. برای مثال در فوتبال روحیه ورزشکاری چنان ملاحضه شده‌است که برای معالجه یک ورزشکار زخمی از طرف مقابل توپ را به بیرون از زمین بازی شوت می‌کند که امکان معالجه او را فراهم سازند. بطور دوجانبه تیم دیگر انتظار دارد که توپ را در موقع پرتاب به داخل زمین بازی دریافت کند

خشونت در ورزشها شامل رد شدن از روی خط رقابت عادلانه و ایجاد خشونت و دعوا است. ورزشکاران، مربیان، طرفداران آنها و والدین بعضی وقتها رفتار خشونت آمیز را بر علیه افراد یا املاک و تاسیسات در نمایش ناراحتی از عادلانه بودن نمایش، احاطه طرف مقابل و عصبانیت یا جشن و سرور در پیش می‌گیرند.

تغذیه [ویرایش]

امروز بیش از هر زمان دیگری ارزش فعالیتهای بدنی و نقش آن در سلامت شناخته شده‌است. در واقع زندگی ماشینی، فعالیتهای حرکتی روزمره را کاهش داده و برای جلوگیری از بروز بسیاری از بیماریها ورزش امری ضروری است. گاهی یک ورزشکار فراتر از حفظ سلامتی در رشته‌ای خاص جهت کسب مقام قهرمانی کوشش مستمر می‌نماید که در این شرایط تمامی عوامل در بدن تغییر می‌کنند. قلب، ریه، دستگاه گوارش، هورمون‌ها، سیستم عصبی و بخصوص ماهیچه‌ها نیاز به تطابق با وضعیت جدید دارند. در واقع هیچ استرس و فشاری مانند یک ورزش سنگین و طولانی مدت روی بدن تأثیر نمی‌گذارد. بنابراین جهت کسب مقام قهرمانی یکی از مسایل مهم، تغذیه ورزشکاران است. البته فراموش نکنیم هدف از ورزش، سلامتی روح و جسم است و در کنار آن رقابت سالم در مسابقات و نه فقط کسب مقام قهرمانی به هر قیمتی.

انرژی [ویرایش]

انرژی مورد نیاز برای یک ورزشکار به عوامل مختلفی مثل خصوصیات فردی ورزشکار (قد، وزن، جثه فرد، جنس، سن و بلوغ)، مدت ورزش، نوع و شدت ورزش و شرایط جغرافیایی محل زندگی فرد بستگی دارد. بطور کلی طی فعالیت ورزشی از یک طرف میزان متابولیسم پایه (BMR) افزایش می‌یابد و از طرف دیگر فعالیت فرد زیاد می‌شود. بنابراین مقدار نیاز انرژی بین ۳ تا ۶ هزار کیلو کالری در روز توصیه می‌شود. برای ورزش‌های سنگین مثل اسکی، ماراتن و ورزش‌های تیمی حداکثر انرژی لازم است که برای این نوع ورزش‌ها توصیه می‌شود ۷۵-۷۰ درصد کالری رژیم از منبع کربوهیدرات که قسمت اعظم آن از نوع کمپلکس می‌باشد تأمین گردد.

در ورزش‌هایی که انرژی زیادی در مدت کوتاه نیاز دارند مثل کشتی و شنای ۵۰ متر، میزان نیاز انرژی بین ۵۰۰-۳۰۰۰ کیلو کالری است. کمترین میزان نیاز به انرژی مربوط به فعالیت‌های ورزشی با شدت کم و مدت طولانی و یا ورزش‌هایی که با شدت زیاد و مدت کم انجام می‌شود است. ورزش‌هایی مثل پرش طول، پرش ارتفاع، پرتاب دیسک، پرش با نیزه و غیره.... به طور کلی میزان نیاز انرژی برای زنان ورزشکار ۱۰ درصد کمتر از مردان ورزشکارمی‌باشد.

پروتیین [ویرایش]

پروتیین برای رشد و بازسازی، انقباض عضلانی و گاهی تولید انرژی برای ورزشکاران لازم است. اما مصرف زیاد پروتیین بر قدرت عضلانی نمی‌افزاید (فقط حجم عضلات را زیاد می‌کند) و توصیه می‌شود ۱۵-۱۲ درصد انرژی مصرفی بایستی از منبع پروتیین تأمین می‌شود. چون نیاز ورزشکاران به انرژی افزایش می‌یابد، بنابراین مقدار پروتیین مورد نیاز برای فعالیت‌های ورزشی حداکثر ۵/۱ گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در روز است که در مورد پروتیین مصرفی توصیه می‌شود.

نسبت پروتیین حیوانی به گیاهی ۶۰ به ۴۰ می‌باشد و نوع پروتیین مصرفی بهتر است از گوشت‌های کم چربی (گوشت سفید مثل مرغ و ماهی) و بیشتر بصورت کبابی یا آب پز باشد. سفیده تخم مرغ و لبنیات کم چربی نیز از منابع خوب پروتیین هستند. جگر منبع خوبی از پروتیین، آهن، فسفر، ویتامین‌های گروه AوB می‌باشد. اما بدلیل اینکه غنی از اسیدهای نوکلییک، ترکیبات پورین‌دار و کلسترول است، مصرف آن بیش از هفته‌ای یک بار توصیه نمی‌شود. باید به این نکته توجه کرد که مصرف زیاد پروتیین باعث ایجاد عوارضی مثل از دست دادن کلسیم، خشکی بدن، ایجاد نقرس، دهیدراتاسیون یا کاهش آب بدن، کنونریس و اختلالات کلیوی می‌شود.

چربی [ویرایش]

جهت تولید انرژی برای فعالیتهایی که مدت زیادی طول می‌کشد سوختن مواد حاوی چربی ضروری است. با طولانی شدن ورزش، اسیدهای چرب آزاد از ذخایر بافت چربی رها می‌شوند و برای مصرف عضلات به عنوان سوخت استفاده می‌شوند.

عضلات در ۶۰ تا ۹۰ دقیقه ابتدای ورزش از گلوکز و گلیکوژن ذخیره شده استفاده می‌کنند و پس از ۹ دقیقه اسیدهای چرب آزاد جهت سوخت مصرف می‌شوند. تحقیقات نشان داده که چربی زیاد در رژیم غذایی باعث کاهش قدرت ورزشکاران می‌شود. در تحقیقی که روی دوچرخه سواران انجام گرفته مشاهده شده دوچرخه سوارانی که غذای مصرفی آنها غنی از کربوهیدرات پیچیده (نان‌های سبوس دار، پاستا و...) و محدود از چربی بوده، تا ۲۴۰ دقیقه دوچرخه‌سواری کرده‌اند. در حالی که در نتیجه خوردن غذای چرب مقاومت آنها کم شده و حداکثر تا ۷۵ دقیقه توانسته‌اند فعالیت دوچرخه سواری داشته باشند. بطور کلی چربی مصرفی باید کمتر از ۲۵ درصد کالری رژیم باشد که از این مقدار ۱۰ درصد آن به اسیدهای چرب غیر اشباع حاوی چند باند دوگانه (روغن گیاهی مایع) اختصاص داده شود.

آب [ویرایش]

آب تنها ماده‌ای است که کمبود یا فقدان آن تهدید جدی برای سلامتی است. بخصوص در فعالیتهای ورزشی فقدان آب و یا کمبود آب سبب خستگی زودرس ورزشکار می‌شود. نقش آب برای فعالیت قلب و عروق، متابولیسم مواد مغذی، سیستم تنظیمی حرارت بدن و همچنین دفع مواد زاید حاصل از متابولیسم سلولی است. از طرف دیگر انتقال آب از داخل به خارج از سلول و بالعکس متضمن جابجایی یون‌های سدیم، پتاسیم، کلرومنیزم است. هر چند که عرق یک ترکیب هیپوتونیک (رقیق) است و غلظت سدیم، پتاسیم و کلر در عرق کمتر از خون است، ولیکن در فعالیتهای طولانی مدت تعریق زیاد سبب افزایش غلظت خون و در نتیجه خستگی و عدم توان ورزشی می‌شود. مصرف نوشیدنی‌ها و ترکیب آن در فعالیتهای ورزشی به عواملی مثل حرارت محیط، رطوبت محیط، خصوصیات مورفولوژیک و بیوشیمیایی فرد و شدت و مدت ورزش بستگی دارد.

بطورکلی توصیه می‌شود قبل از مسابقات ورزشی حدود ۵۰۰-۴۰۰ سی سی از نوشیدنی‌های مختلف که حاوی گلوکز است، استفاده شود و گاهی اوقات کمی الکترولیت به این نوشیدنی‌ها اضافه شود.

مواد معدنی [ویرایش]

در حین فعالیتهای ورزشی نیاز به مصرف بسیاری از مواد معدنی در ورزشکاران افزایش می‌یابد. به عنوان مثال نیاز به کلسیم در ورزشکاران زیادتر می‌شود زیرا کلسیم در افزایش دانسیته استخوانی، از بین رفتن استرس‌های ناشی از ورزش و افزایش توان ورزشی نقش بسزایی ایفاد می‌کند. نیاز به منیزیم افزایش می‌یابد زیرا منیزیم در متابولیسم مواد مغذی و تولید انرژی شرکت می‌کند. نیاز به فسفر افزایش می‌یابد بدلیل اینکه فسفر در تنظیم انرژی بصورت ATP، تعادل اسید و باز و در نتیجه افزایش توان ورزشی مؤثر است.

نیاز به «روی» افزایش می‌یابد زیرا روی جزء ساختمانی بسیاری از آنزیم‌هایی است که در متابولیسم مواد مغذی شرکت می‌کنند و همچنین به همراه مس و آهن در سنتز هموگلوبین و خونسازی شرکت می‌کند. نیاز به مصرف مس به دلیل نقشی که در بالا بردن درصد جذب آهن، سنتزمیلین و فسفر لیپیدها، استحکام بافت پیوندی و همین طور آزادسازی انرژی از مواد مغذی دارد افزایش می‌یابد. و بالاخره نیاز به آهن بدلیل نقشی که آهن در انتقال اکسیژن به صورت هموگلوبین و میوگلوبین و خونسازی دارد بیشتر می‌شود. بنابراین مواد معدنی در تأمین سلامت ورزشکاران از جایگاه ویژه‌ای برخوردار هستند.

ویتامین‌ها [ویرایش]

مصرف ویتامین‌ها باید در ورزشکاران جهت افزایش توان ورزشی و کاهش خستگی ناشی از ورزش افزایش یابد. این گروه از مواد مغذی هرچند نقش انرژی‌زایی ندارند و لیکن به صورت کوآنزیم در متابولیسم مواد مغذی شرکت می‌کنند. به عنوان مثال ویتامین‌های B2،B1،B3 همگی برای انرژی‌زایی نقش مهمی دارند. مصرف ویتامین B6 باید در بدن سازان بیشتر شود چون این ویتامین نقش مهمی در سنتز پروتیین‌ها بر عهده دارد. کمبود ویتامین B۱۲ و اسید فولیک در ورزشکاران گیاهخوار که برای چند سال این رژیم را داشته‌اند شایع است و مصرف مکمل برای این گروه توصیه می‌شود.

در فعالیت‌های ورزشی نیاز به ویتامین‌های E، A و C نیز بدلیل نقش آنتی اکسیدانی که دارند افزایش می‌یابد، زیرا در نتیجه ورزش فرایند اکسیداتیو (ورزش‌هایی که در آن اکسیژن زیادی مصرف می‌شود) در عضله افزایش می‌یابد و منجر به افزایش تولید پراکسیدهای چربی و رادیکال‌های آزاد می‌گردد. نتایج مطالعاتی که روی ورزشکاران صورت گرفته نشان می‌دهد که مصرف این سه ویتامین برای مدت ۳ تا ۴ هفته از طریق برنامه غذایی سبب کاهش میزان آنزیم‌های کراتین فسفوکیناز (CRK) و لاکتات دهیدروژناز (LDH) می‌گردد که کاهش این دو آنزیم سبب افزایش توان ورزشی می‌شود.

سیاستها [ویرایش]

موقعی که مشکلات سیاسی در محلها و مناطق مختلف وجود داشته باشد خیلی از موارد مبهم در ورزشها دیده می‌شوند.

هنگامی که آپارتاید رویه سیاسی آفریقای جنوبی بود بسیاری از افراد ورزشکار بخاطر خواست وجدان خود در رقابتهای ورزشی در آنجا حاضر نمی‌شدند. بعضی این رویه را مشارکت موثری در فروپاشی و اضمحلال آپارتاید در آن منطقه می‌دانند و بعضی فکر می‌کنند که این کار عمر آن رویه را طولانی کرده و تاثیرهای بدی بجا گذاشته‌است.

در المپیک تابستان سال ۱۹۳۶که در برلین برگزار شد، شاید در نتیجه آن عوارض برگشتی آن این مسئله را نشان می‌داد، که موقعی که ایدئولوژی توسعه می‌یافت برای تقویت و گسترش یک دکترین مورد استفاده قرار گرفته بود.

در تاریخ ایرلند ورزشهای ایرلندی محلی به ناسیونالیسم فرهنگی مربوط شده‌اند. تا نیمه قرن بیستم میلادی یک شخص می‌توانست از شرکت در بازی فوتبال ایرلندی، هاکی یا ورزشهای دیگری که توسط انجمن ورزشکاران ایرلندی قبول شده بودند به دلیل شرکت در فوتبال یا بازی دیگرحمایت شده از طرف بریتانیای کبیر از بازی در تیمهای محلی محروم شود. تا زمان اخیر GAA به محروم سازی در بازی فوتبال و ]]اتحادیه راچبی [[در بازیهای محلی ایرلندی ادامه می‌داد. این محروم سازی هنوز اعمال می‌شود، اما برای بازی فوتبال و راچبی که در پارک کروک بازی می‌شود تا زمانی که جاده لانسداو تعمیر می‌شود، اجازه داده شده‌است. تا زمان اخیر تحت قانون ۲۱ از GAA اعضای نیروهای امنیتی انگلستان و اعضای اعضای خانواده سلطنتی انگلستان از بازی در تیمهای ایرلندی محروم بودند اما، توافق نامه روز جمعه خوب در سال ۱۹۹۸ به واقعه این محروم سازی پایان داد.

ناسیونالیسم اغلب شواهدی عمومی برای ایجاد خشوند در ورزشها یا در گزارش افرادی است که در تیمهای ملی رقابت می‌کنند یا نکته پردازان و حضاری که می‌توانند یک مشاهده پارتیزانی نشان دهند می‌باشد. این گرایشها بر خلاف اصول بنیادی خود ورزشها است که آن را بخاطر خودش و لذت بردن از شرکت در آن جالب می‌داند، است.

هنر [ویرایش]

ورزشها وابستگی‌ها و ارتباطات بسیاری با هنر دارند. اسکیت روی یخ و تای چی، برای مثال ورزشهایی هستند که با نمایش‌های هنری در اساس خود نزدیک می‌باشند. : تماشای این فعالیتها با تجربه تماشای رقص باله نزدیک و یکسان است. بطور مشابه، فعالیتهای دیگری هستند که وجوه ورزشی و هنری در عمل و اجرای خود شامل می‌باشند، مانند عملیات هنری، ژیمناستیک هنری، بدن سازی، پارکور، یوگا، بوسابول، پرش با اسبو غیره. شاید بهترین مثال گاوبازی است که در اسپانیا در صفحات هنری روزنامه‌ها گزارش می‌شود.

این حقیقت که هنر خیلی به ورزش‌ها نزدیک است بطوریکه در بعضی وضعیت‌ها محتملا با طبیعت ورزشها ارتباط دارند. تعریف «ورزش» که در بالا ذکر شده این عقیده را توسعه داده که یک فعالیت که اجرا و عمل می‌شود فقط برای منظورهای عمومی و معمولی نمی‌باشد، برای مثال، اجرای آنها برای احراز موقعیت‌ها نیست، اما اجرای آنها بخاطر خودشان و به روشی که بهتر می‌توانند اجرا شوند، می‌باشد.

این مورد خیلی مشابه به مشاهده عمومی و همگانی از ارزشهای تجلیل هنری است که به عنوان بعضی چیزهای گفته شده در بالا با ارزشهای عملکردی جدی از استفاده معمولی ازموارد نتیجه می‌شود. بنابراین یک تجلیل از ارزشهای هنری یک اتومبیل خوش شانس است که فقط مسیر Aتا B را طی نمی‌کند بلکه ما را از استفاده از آن شاد و خوشحال وآماده می‌کند و روحیه شاد و شادابی می‌بخشد.

به همان وضع، یک قابلیت ورزشی مانند پرش فقط ما را برای استفاده از روشهای مناسب برای پرش و اجتناب از موانع یا گذشتن از روی رودخانه‌ها خوشحال و راضی نمی‌کند.. آن ما را بخاطر توانایی، مهارت و سبکی که نشان داده می‌شود خوشحال و شاد می‌کند.

هنر و ورزش محتملا در زمان یونان باستان هنگامی که ژیمناستیک و سالیستنیک با تجلیل و تحسین از خدایان و تقدیر از زیبایی و هنر بدنسازی، شجاعان و کوههای آرت که توسط شرکت کنندگان نمایش داده می‌شدند، بطور واضحی ارتباط داده شده‌اند. واژه مدرن «هنر» به عنوان مهارت به این مورد آرت در یونان باستان مربوط می‌شود. نزدیکی هنر وورزش در این زمانها در طبیعت بازیهای المپیک نشان داده شده‌است، همانطور که ما دیده‌ایم، جشنهایی از فعالیتهای ورزشی و هنری، شعر خوانی، مجسمه سازی و آرشیتکت می‌باشند.

فناوری [ویرایش]

فناوری نقش مهمی در ورزش‌ها دارد که به سلامت یک ورزشکار، تکنیک‌های یک ورزشکار یا ویژگی‌های تجهیزاتی که از آنها استفاده می‌کند، مربوط می‌شود.

تجهیزات— چون ورزشها بطور رقابتی رشد یافته‌اند، احتیاج برای تجهیزات بهتر افزایش یافته‌است. کلوب‌های گلف، راکت‌های بیس بال، توپ‌های فوتبال، اسکیت‌های هاکی، و تجهیزات دیگر بطور قابل ملاحضه‌ای با اعمال فناوری جدید عوض شده‌اند.

بهداشت و سلامتی— از چگونگی تغذیه تا معالجهٔ زخمی‌ها، که به اطلاعات در مورد بدن انسان در آن زمان‌ها بستگی داشته، یک حالت و خصوصیات ورزشکار بالقوه افزایش یافته‌است. حالا ورزشکارها قادر هستند که تا سنین بالاتری بازی کنند، بسرعت زخم‌های خود را مداوا کنند، و بیشتر و بهتر از ورزشکاران نسل‌های قبلی آموزش و تعلیم ببینند.

دستورالعمل‌ها— فناوری پیشرفته فرصتهای جدیدی برای تحقیق در مورد ورزش‌ها بوجود آورده‌است. حالا امکان آنالیز جنبه‌های ورزش‌ها که قبلاً خارج از درک وفهم بودند، امکان پذیر است. با امکان ضبط حرکات برای ثبت حرکات ورزشکار، یا استفاده از یک کامپیوتر پیشرفته برای نمایش سناریوی مدل فیزیکی، بطور فزاینده‌ای توانایی ورزشکاران را در مورد درک آنچه که آنها انجام می‌دهند و چگونه می‌توانند این اعمال خود را بهبود بخشند فراهم شده‌است.

اثرات ورزش در روح آدمی [ویرایش]

۱- پیشگیری از افسردگی و بالا بردن روحیهٔ عمومی فرد

در میانهٔ انجام فعالیت بدنی، تولید یک مادهٔ شیمیایی از بدن به نام «سروتونین» بیشتر می‌شود. کاهش سرتونین در بدن با افسردگی مرتبط است و داروهای ضد افسردگی نیز در جهت افزایش این ماده در بدن عمل می‌کنند. بنابراین در میان افرادی که به طور مرتب ورزش می‌کنند، به ندرت می‌توان شخص افسرده‌ای یافت.

از طرفی با ورزش کردن، تولید «اندورفین» و «اپی نفرین» و «سیتوکین‌ها» نیز افزایش می‌یابد و این مواد به طور طبیعی باعث بالا بردن سطح هوشیاری و روحیهٔ عمومی فرد شده و احساس انرژی و شادابی بیشتری برای انجام کارهای روزمرهٔ زندگی به شخص ورزشکار اعطا می‌کنند.

۲- تأثیر در زندگی خانوادگی و اجتماعی و در شغل افراد

مسلماً یک شخص ورزشکار با تنبلی و کسالت بیگانه‌ است و علاوه بر داشتن اندامی متناسب از روحیهٔ بالا و شادابی نیز برخوردار است و این موفقیت، ارتباطات وی را در زندگی روزمره، چه در خانواده و چه در اجتماع یا محیط کار تضمین می‌کند.

کارفرمایان در بکار گیری افراد، این معیارهای مهم را در نظر خواهند گرفت. بنابراین یک شخص سالم و تندرست، از موقعیت و پیشرفت شغلی بهتری نسبت به افراد چاق و کم تحرک برخوردار خواهد بود.

۳- پیشگیری از ابتلا به آلودگی‌های اجتماعی

یک فرد سالم و ورزشکار، ناخودآگاه از سیگار دوری می‌کند، چون در می‌یابد با ورزش به اکسیژن بیشتری نیاز دارد، ولی سیگار یا مواد مخدر به وضوح انرژی وی را کم و او را ضعیف تر می‌کند. بنابراین خود به خود برای پیشرفت در امور ورزشی خویش و برای انجام تمرینات، از این مواد دوری می‌جوید.

از سوی دیگر، در یک محیط ورزشی سالم کمتر می‌توان از این گونه افراد و آلودگی‌ها اثری یافت و احتمال ابتلای چنین افرادی به آلودگی‌های اجتماعی بسیار پایین است و به دلیل روحیهٔ ورزشی از بسیاری ناهنجاری‌های دیگر اجتماعی، که با خلق و خوی ورزشکاری همخوانی ندارد، پرهیز می‌کنند.

۴- تقویت عملکرد ذهن در یادگیری و هماهنگی

تعریف ورزش تنها در افزایش فعالیت جسمانی خلاصه نمی‌شود. بسیاری از ورزش‌های امروزی نظیر پینگ پنگ، اسکیت، اسکی، بسکتبال، شنا و... حرفه‌ای هستند و نیاز به یادگیری و حتی مربی مجرب دارند و کار فکری زیادی را نیز می‌طلبند. بنابراین ورزش‌های امروزی تنها یک فعالیت جسمی ساده نیستند، بلکه توانایی‌های پیچیدهٔ مغز را در کارهای گوناگون از جمله هماهنگی، چالاکی، درست عمل کردن و درست تصمیم گرفتن بهبود می‌بخشد. به گونه‌ای که در یک شخص غیر ورزشکار این توانایی‌های مغز، خاموش می‌ماند و کم کم ذهن تنبل و سست می‌شود درنتیجه این گونه افراد، بیشتر ترجیح می‌دهند در گوشه‌ای بنشینند و در فکر فرو روند!

به طور کلی می‌توان گفت ورزش در کلیهٔ اجزای جسم و ذهن بدن و در کلیهٔ مراحل زندگی انسان تأثیر غیرقابل انکار و به سزایی دارد.

پانویس [ویرایش]

^ ۱:گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی، کتابخانه پهلوی، ج ۱، انتشارات سهیل، ص ۵۹. اشاره‌شده در اینجا.

^ وبگاه ماهنامه ورزش خانواده سید جلال عسگری، کارشناس تربیت بدنی و ورزش (کپی یا چاپ مقالات و مطالب این وبگاه با

ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است.)

منابع [ویرایش]

 




نویسنده : امیر.م
سه شنبه سیزدهم دی 1390


موضوع: کامپیوتر

مقدمه :

در این تحقیق به مبحث تعدادی از عیب های احتمالی cpu و چگونگی کمتر شدن استفاده از آن خواهیم پرداخت که در جهت هر چه مفیدتر شدن تحقیق به بررسی نمودار و اسامی cpu پرداخته شده است ، علاوه بر موارد فوق به چگونگی کنترل استفاده پردازنده و تعدادی نرم افزار مفید نام آورده شده که امید است مورد قبول واقع گردد.

سرفصل های تحقیق :

  • مقدمه
  • مشکلات پردازنده مرکزی (cpu)
  • رفع مشکل داغ نمودن سیستم و CPU
  • دماهای نرمال
  • نرم افزار های تست
  • گرمای CPU و حداکثر دمای مجاز آن
  • تاثیر دمای زیاد بر روی cpu
  • اندازه گیری دمای cpu
  • معرفی نرم افزار Motherboard Monitor
  • محافظت از CPU در برابر افزایش دما
  • ویروس cpu
  • مدیریت و کنترل بهتر CPU
  • تفاوت cpu های AMD و Intel چیست؟
  • اسامی cpuهای جدید اینتل
  • نمودار مقایسه انواع پردازنده های رایانه های شخصی
  • منابع و ماخذ

مقدمه :

در این تحقیق به مبحث تعدادی از عیب های احتمالی cpu و چگونگی کمتر شدن استفاده از آن خواهیم پرداخت که در جهت هر چه مفیدتر شدن تحقیق به بررسی نمودار و اسامی cpu پرداخته شده است ، علاوه بر موارد فوق به چگونگی کنترل استفاده پردازنده و تعدادی نرم افزار مفید نام آورده شده که امید است مورد قبول واقع گردد.

 

مشکلات پردازنده مرکزی (CPU) :

مشکل اول : اگر سیستم را روشن می کنید و پس از چند دقیقه سیستم دوباره Restart میشود، یکی از دلایل می تواند مربوط به پردازنده ی مرکزی باشد که آن هم میتواند شامل ۲ دلیل شود:

1.       پایه ی خنک کننده (Fan) از جای خود خارج، شکسته یا لرزش دارد.

2.       خمیر سیلیکون خوب عمل نمی کند.

مشکل دوم : کنده شدن پایه های CPU

یه سری از پایه های با جریان بالا (مثل پایه های تغذیه) را چندجا قرار میدهند که اگر پایه کنده شدن از این دسته باشد مشکلی برای کار کردن cpu رخ نخواهد داد ولی اگر از دسته پایه های اصلی ریزپردازنده باشد به طور حتم باید تعویض گردد ، برای جهت تشخیص این سیگنال پایه ها را می توان از سایت شرکت مربوطه پیدا کرد.

مشکل سوم : ارور CPU overload/audio drop out detected ، زمانی که اسپیکرها را به قسمت مانیتور کارت صدا وصل کنید پیغام بالا نمایش داده خواهد شد.
پیامی که به شما هشدار داده در مورد اورلود cpu می باشد و باید تعویض شود.

نکته :از رم ۴ گیگ به بالا استفاده کنید.البته در صورتیکه مادربرد شما ۴ گیگ را پشتیبانی نماید ، در غیر اینصورت نیاز می مادربرد جدید خواهید داشت.

مشکل چهارم : پیغام CPU over temprature error! press F1 to resume در هنگام روشن شدن کامپیوتر .
این گونه مشکلات بیشتر مربوط به بایوس هست و پیغامی را نمایش می دهد که با زدن یک دکمه ادامه کار انجام خواهد شد.
راه حل : ابتدا باید بایوس مین رو آپدیت و سپس دیفالت کرد.
در صورتی که مشکل برطرف نگردد می تواند از cpu باشد که می توانید آنرا خارج نموده و مجددا در جای خود قرار دهید یا جهت اطمینان بیشتر آنرا تعویض نموده و تست گردد.
از دیگر علت هایی که باعث نمایش این پیغام می گردد می توان به خرابی باتری مین اشاره نمود.

مشکل پنجم : اسلوموشن شدن

دلیل :با بالا رفتن دما ، سیستم به حالت اسلوموشن شدن در می آید.

مشکل ششم : ممکن است از فنی استفاده کنید که دو پایه آن بنابه دلایلی شکسته باشد.
راه حل : باید در هر صورت درست شود چون اتصال ناقص cpu به سینک باعث بالا رفتن دما و در نهایت از بین رفتن cpu میشود.

مشکل هفتم : پیغام Intel cpu ucode loading error

این خطا معمولا به این معنی می باشد که مادربورد نوع cpu را تشخیص نمیدهد. با وجود این مشکل سیستم به درستی کار کرده ولی فقط نمی تواند تشخصی دهد که دقیقا کدام نوع از cpu را داریم. این مشکل با update کردن bios قابل حل می باشد. در ضمن میتوانید با Disable کردن خاصیت توقف روی F1 هنگام خطا ( یا wait for F1 if error) از درون bios این مشکل را نادیده بگیرید و سیستم هنگام بوت هیچ توقفی نکند و ویندوز به کار خود ادامه دهد.

مشکل هشتم : دمای بالای CPU در زمان روشن شدن کامپیوتر

راه حل :

  • در محیط بایوس دور فن را چک کنید
  • یکبار بایوس را به حالت default ببرید
  • از دیگر مشکلات فرعی می توان به کابل مانیتور اشاره کرد که با جابجا کردن محل اتصال کابل مانیتور به کیس مشکل حل می شود ، بدین ترتیب که کابل مانیتور را از پورتی که بر روی مادربرد است به پورتی که برروی کارت گرافیک می باشد جابجا کنید.

رفع مشکل داغ نمودن سیستم و CPU :
رخداد : در مواقعی پیش آمده که سیستم تان دچار هنگ های زیاد و نیز قفل نمودن کیبرد و ماوس شود.
علت : در چنین مواقعی اولین و تنهاترین گزینه مطرح برای رفع مشکل بازدید از CPU و فن CPU می باشد.
حل مشکل : اقدامات موثر برای سرویس CPU و فن CPU :

1.       ابتدا پایه های فن CPU را بازنمایید.تا آزاد گردد.

2.       سپس اقدام به تمیز نمودن فن cpu نمایید . برای انجام این کار بهتر است از جاروبرقی و یا سشوار استفاده نماید. و در صورت داشتن جاروبرقی صنعتی را پیشنهاد می شود.

3.       سپس توسط نوک انگشت کوچک اقدام به اضافه نمودن مقداری خمیر سیلیکون بر روی سطح بالایی cpu نمایید به گونه ای که کل فضای بالای cpu به رنگ سفید درآید .

4.       فن cpu را با آرامش بر روی cpu نصب نمایید .

5.       در صورت داشتن اسپری روغنی داخل فضای آرمیچری فن cpu را نیز کمی اسپری کنید تا پره های موجود به نرمی بچرخند.

6.       سیستم را روشن و نتیجه کار را مشاهده نمایید.

دماهای نرمال :
دما cpu باید کمتر از ۶۳ و دمای گرافیک تا ۸۰ درجه می تواند شود.

نرم افزارهای تست :

1.       اورست

2.       Occt

3.       Hardware Sensors Monitor

4.       Motherboard Monitor

5.       TAT

گرمای CPU و حداکثر دمای مجاز آن :

CPUمانند تمام وسایل الکترونیکی در هنگام کار کردن از خود گرما تولید میکند. گرمای بیش از حد به هر مقدار مضر است و حتی می تواند منجر به سوختن و یا کار کردن CPU به صورت ناپایدار گردد.

گرمای تولید شده توسط یک وسیله الکتریکی باید به سرعت دفع شود در غیر این صورت گرمای داخلی آن افزایش می یابد. اگر گرمای داخلی وسایل الکتریکی بیش از حد افزایش یابد می تواند به مدارات داخلی آن صدمه بزند چیزی که اصلاً خوشایند نیست. به طور معمول حداکثر دمای CPU روی بدنه آن به صورت یک عبارت رمز شده نوشته می شود. این عبارت و همچنین نحوه رمز گذاری آن حالت استانداردی ندارد و بسته به نوع CPU متغیر است.
در بخشی از برگه اطلاعاتی (CPU (datasheet که در وب سایت شرکت سازنده CPU قابل دسترس می باشد نحوه رمز گشایی رمز استفاده شده روی بدنه CPU نوشته شده است که از طریق آن حداکثر دمای پشتیبانی شده CPU مشخص می گردد. این دما حداکثر دمایی است که CPU در شرایط طبیعی و بدون خطر سوختن قادر به کار کردن می باشد ولی ما قویاً توصیه می کنیم که دمای CPU خود را مقداری پایین تر از این حد حفظ کنید. به کار بردن فن مرغوب برای CPU و همچنین استفاده صحیح از خمیر سیلیکون CPU را قادر به کار کردن در دمایی پایین تر از حداکثر دمای مجاز آن میکند.

تأثیر دمای زیاد بر روی CPU
کار کردن CPU در دمایی بالاتر از حدی که شرکت سازنده برای آن تعریف نموده است موجب بروز مشکلات زیر می گردد :
• کاهش عمر CPU
• هنگ کردن های ناگهانی
• ریست (reset) شدن های ناگهانی
• در نهایت میتواند منجر به سوختن CPU شود
گرم شدن بیش از حد CPU در برخی موارد می تواند منجر به عملکرد نا صحیح آن گردد که موجب پدیدار شدن صفحه ناخوشایند آبی رنگ مرگ در زمان بارگذاری (loading) و یا نصب سیستم عامل گردد (به یاد داشته باشید که مشکلات دیگری نیز میتواند این چنین آثاری داشته باشد که به بیش از حد گرم شدن CPU ارتباطی ندارد). در برخی موارد نیز ممکن است که CPU در شرایط دمای بیش از حد تا مدتی درست کار کند ولی بعد از گذشت مدت زمانی شروع به آسیب دیدن می کند.
برای جلوگیری از مشکلاتی که ناشی از بیش از حد گرم شدن CPU است می بایست شرایط زیر فراهم گردد ضمناً به کار بردن فن مرغوب برای CPU و همچنین استفاده صحیح از خمیر سیلیکون که قبلاً نیز به آن اشاره شد از عوامل تأثیر گذار می باشد.
• کاهش دمای اتاق
• تسهیل جریان هوای داخلی کیس

اندازه گیری دمای CPU
دمای CPU توسط حسگری که روی مادربرد در زیر CPU تعبیه شده و یا درون خود CPU (این قابلیت در CPUهای جدید نظیر Core 2 Duo استفاده شده است) قرار دارد اندازه گیری میشود.
تقریباً تمام مادربرد ها دارای برنامه ای هستند که به شما اجازه مشاهده دمای ثبت شده توسط حسگرها را میدهد. در اینترنت هم برنامه های زیادی را میتوان یافت که توانایی انجام این کار را دارند که می توان به Motherboard Monitor و Hardware Sensors Monitorاشاره نمود.

Motherboard Monitor : برنامه ای بسیار مفید است نه تنها به علت اینکه به راحتی از طریق نوار وظیفه ویندوز قابل دسترس می باشد بلکه به این دلیل که این نرم افزار به شما اجازه میدهد که هنگامی CPU به دمای خاصی رسید اخطاری پخش شود و شما را برای جلوگیری از خطرات احتمالی مطلع سازد. این برنامه همچنین توانایی نشان دادن دور فن های سیستم و همچنین میزان ولتاژ منبع تغذیه را دار است. اگر شما قصد دارید سیستم خود را overclock نمائید استفاده از این برنامه جداً توصیه می گردد به این دلیل که هنگامی سیستم شما overclock شده است این برنامه دمای CPU شما را کنترل می نماید.

راه دیگر اندازه گیری دمای CPU استفاده از setup مادربرد می باشد. (برای ورود به این قسمت هنگام روشن نمودن سیستم دکمه Del را فشار دهید. البته ممکن است این دکمه بسته به مادربرد شما متغیر باشد ولی معمولاً در همان صفحه ابتدایی کلید مربوطه برای ورد به این بخش معرفی می گردد.) در این قسمت برای دیدن وضعیت دمای CPU باید به دنبال گزینه هایی نظیر “PC Health” Status”, “System Health”, “Sensors” “ و یا گزینه هایی شبیه به این ها باشید.

استفاده از setup را نمی توان بهترین راه کنترل دمای CPUدانست به دلیل اینکه مادامی که در محیط setup هستید CPU در حال کارکردن با بیشترین توان خود نیست و نمیتوان بیشترین دمایی که CPU در حالت کار کردن با تمام قدرت تولید می کند را مشاهده نمود به همین دلیل پیشنهاد می شود که از نرم افزارهای مخصوص این کار مانند موارد فوق الاشاره استفاده شود.

محافظت از CPU در برابر افزایش دما
به دلیل اهمیت این موضوع باز هم متذکر می شویم که برای عملکرد صحیح کامپیوتر خود نیاز به یک فن CPU که متناسب با CPU شما باشد امری حیاتی است همچنین استفاده صحیح از خمیر سیلیکون مناسب نیز کاملاً تأثیر گذار می باشد. با انجام این موارد در هنگام مونتاژ نمودن مادربرد خودCPU شما از بیش از حد گرم شدن محافظت میشود.
در setup مادربرد معمولاً یک یا دو انتخاب برای مواجهه با دمای بیش از حد CPU وجود دارد. شما میتوانید هشداری تعریف کنید که هنگامی که دمای CPU به مقدار غیر مجازی رسید پخش شود که شبیه به صدای ماشین آتش نشانی است (توسط گزینه ای با عنوان “CPU Warning Temperature”) و یا اینکه با رسیدن به دمای مورد نظر سیستم shutdown شود (توسط گزینه ای با عنوان “CPU Shutdown Temperature”).
اگر قصد شما استفاده از این گزینه ها است به یک نکته دقت داشته باشید که دمایی که برای این گزینه ها تنظیم میکنید خیلی پایین نباشد در غیر این صورت کامپیوتر شما یا مدام در حال پخش هشدار است و یا shutdown می شود در حالی که ممکن است دمای CPU شما در حد مجازی قرار داشته باشد.
پیشنهاد می شود دمای CPU را هنگامی که در حال انجام کار سنگینی (مثل بازی) است اندازه گیری کنید و تنظیمات دما را طوری انجام دهید که از دمای خوانده شده اندکی بالاتر باشد.
همچنین از طریق گزینه های setup شما می توانید وضعیت فن های سیستم را مشاهده کنید، به خصوص فن CPU . شما می توانید هشداری را تنظیم که اگر فن CPU متوقف شد پخش شود و یا دور فن بر اساس دمای CPU افزایش یابد.
از انجا که افزایش گردش فن CPU موجب افزایش صدای تولید شده آن میشود کاربرانی وجود دارند که ترجیح می دهند اگر CPU در دمایی پایین تر از دمای قابل قبولی کار می کند فن CPU با سرعت کمتری بچرخد و فقط هنگامی که CPU دمای بیشتری تولید میکند سرعت گردش فن را به بیشترین حالت تنظیم میکنند موردی که معمولاً هنگامی که کاربر در حال اجرای برنامه سنگینی است اتفاق می افتد( نظیر بازی). البته ممکن است گزینه های setup که به آنها اشاره شد بسته به نوع مادربرد و شرکت سازنده آن متفاوت باشد.

ویروس cpu :

ویروسی که برای cpu نوشته شده است قادر خواهد بود تا تعداد زیادی cmd.exe را اجرا کند تا با این کار میزان مصرف cpu را افزایش دهد.

مدیریت و کنترل بهتر CPU :

این نکته ها احتیاج به هیچ کار سخت افزاری نیست و هر کاربر ساده ای میتواند آنها را انجام دهد و از آنها استفاده کند.

Task Manager

اولین کاری که میخواهید انجام دهید بهتره با Task Manager انجام بگیرد. Task Manager یک نرم افزار معروف ویندوز هست که با آن میتوانید برنامه های در حال اجرا را مدیریت کنید. برای استفاده از آن احتیاج به نصب هیچ نرم افزاری نیست و فقط کافیه است شما ویندوز xp یا ویستا یا ۷ روی کامپیوتر تان نصب باشد.

برای اجرای Task Manager باید در محیط ویندوز دکمه های ترکیبی Ctrl+Alt+Del را به یکباره و باهم فشار دهید تا پنجره آن باز شود. بعد از فشار دادن این دکمه ها باید چنین پنجره ای را ببینید:

در پنجره Task Manager پنج تب وجود دارد که ما در اینجا فقط با تب های Processes و performance کار داریم.

ابتدا به تب performance بروید و به قسمت های CPU Usage و CPU Usage History همانند تصویر زیر نگاه کنید:

کاری که باید در این قسمت ها انجام دهید ، فقط نگاه کردن هست ، شما با نگاه کردن به این دو قسمت باید مطمئن شوید که CPU شما بیش از حد و به صورت طولانی کار شدید نمیکند.

برای متوجه شدن از این موضوع معمولا باید قسمت CPU Usage در حالت عادی بین ۰% تا ۱۰% باشد و در حالت رایت سی دی و یا کپی فایل ها بین ۱۰% تا ۳۰% باشد و در حالتی که یک نرم افزار سنگین مانند ۳D Max در اجرا هست باید بین ۳۰% تا ۵۰% باشد و در حالتی که یک بازی روی ویندوز شما باز هست باید زیر ۹۰% قرار گیرد.

حال اگر این مقادیری را که در بالا گفتیم با آمار شما و با اختلاف زیاد وجود داشت باید سیستم خود را برسی کنید. برسی را میتوان در همان Task Manager انجام داد ، ابتدا به تب Processes بروید و همانند عکس زیر به قسمت CPU نگاه کنید:

اگر شما در قسمت CPU عدد مشکوکی را دیدید البته به جزء( System Idle Process) میتوانید آن را بعد از اطمینان حذف کنید. منظور از عدد مشکوک اعداد بالا مثله ۹۵ یا ۹۹ هست و اعداد زیر ۸۵ به حساب نمی آیند.

برای حذف برنامه ها کافی است روی آنها کلیک کرده و سپس روی دکمه End Process کلیک کنید و در آخر Yes را انتخاب کنید تا برنامه مورد نظر بسته شود و به کاراش پایان دهد.

ممکنه بعد از حذف برنامه هیچ تاثیری در CPU Usage نداشته باشد و یا حتی مورد مشکوکی در تب Processes وجود نداشته باشد که تنها یک گزینه باقی میماند و آن وجود ویروس ها و تروجان ها هست و برای حل این مشکل باید از آنتی ویروس ها یا آنتی تروجان ها استفاده کنید.

تفاوت های CPU های AMD وIntel چیست؟

تفاوت های CPU های AMD وIntel عبارتند از: ۱-AMD براساس معماری اجرایی ۹ مرحله ای ساخته شده است اما معماری پردازنده های Intel شش مرحله ای می باشد.بدین معنا که AMDدر هر چرخه کاری ۹عملیات را انجام میدهد در حالی که Intel فقط ۶ عمل را می تواند انجام دهد. ۲-AMD از۶۴۰Kb Cache برخوردار است در حالی که Intel ، از ۵۳۲Kb بر خوردار است هر چقدر که میزان Cache پردازنده بیشتر باشد ، پردازنده کارایی بیشتری خواهد داشت اطلاعات بیشتری میتواند ذخیره کند ودیگر لازم نیست پردازنده برای بدست آوردن اطلاعات یا دستور ها مدت زمان بیشتری را رفت و برگشت به حافظه برد اصلی برای جذب اطلاعات یا دستور العمل ها صرف کند. ۳- AMD از مس برای اتصال ترانزیستور های بکار رفته در پردازنده ها استفاده میکند در صورتی که در ساختمان پردازنده های Intel آلومینیوم بکار رفته است.مس هادی الکترسیته بهتری است ، ازاین رو پهنای اتصالهای بین ترانزیستورها را به میزان چشمگیری کاهش می یابد .که این امر باعث مصرف کمتر مواد اولیه و در نتیجه منجر به کاهش هزینه می شود این دلیل ارزان تر بودن AMD نسبت به P4 است. ۴- از دیگر تفاوت های میان AMD وIntel میتوان به راندمان Cache بروی چیپ اشاره کرد ، AMD از معماری انحصاری استفاده میکند که راندمان بیشتری نسبت بیشتری نسبت به طراحی معماری غیر انحصاری Intel دارد. ۵-AMD از تکنولوژی پردازش موازی در مقایسه با Hyper -Threading اینتل استفاده میکند ، در بسیاری از کاربردهای امروزی فعال بودن Hyper -Threading کارائی پائین تری ارائه میدهد ، نتایج تحقیقات بیشمار منتشر شده در نشریات رایانه ای و پایگاهای اطلاعاتی معتبر بیانگوی این پدیده هستند. ۶-یکی دیگر از مهمترین نکات برتر پردازنده های AMD واحد ممیز شناور آن است که از FPU اینتل بسیار قویتر میباشد که این امر باعث اجرای سریع تر برنامه های چند منظوره( MultiMedia) میشود. ۷- زمانی که اینتل P4 را طراحی کرد طول PIPELINE را از ۱۰ مرحله در P3 به ۲۰ مرحله افزایش داد Intel همین تغیر توانست که تعداد عملیاتی که در چرخه عملیاتی انجام می شود بصورت قابل ملاحظه ای کاسته میشود و از طرف دیگر افزایش طول PIPELINE نیازمند افزایش تعداد ترانزیستور ها برای انجام همان تعداد عملیات میباشد که این امر باعث افزایش اندازه هسته و بالا رفتن قیمت تولید میشود . در حالی که AMD با وجود افزایش فرکانس پردازنده های خود طول pipeline را به همان اندازه p3 یا k6 ثابت نگهدارد .

اسامی cpuهای جدید اینتل

مشخصات

Intel Core Duo Processor

Processor
Number

Architecture

Cache

Clock
Speed

Front
Side Bus

Power

Dual-Core

Intel
VT

Enhance Intel
SpeedStep
Technology

T2700

65 nm

2 MB L2

2.33 GHz

667 MHz

31W

T2600

65 nm

2 MB L2

2.16 GHz

667 MHz

31 W

T2500

65 nm

2 MB L2

2 GHz

667 MHz

31W

T2450

65 nm

2 MB L2

2 GHz

533 MHz

31W

T2400

65 nm

2 MB L2

1.83 GHz

667 MHz

31W

T2350

65 nm

2 MB L2

1.86 GHz

533 MHz

31W

T2300

65 nm

2 MB L2

1.66 GHz

667 MHz

31W

T2250

65 nm

2 MB L2

1.73 GHz

533 MHz

31W

T2050

65 nm

2 MB L2

1.6 GHz

533 MHz

31W

T2300

65 nm

2 MB L2

1.66 GHz

667 MHz

31W

 

مشخصات

Intel Core Duo Processor low Voltage

Processor
Number

Architecture

Cache

Clock
Speed

Front
Side Bus

Power

Dual-Core

Intel
VT

Enhance Intel
SpeedStep
Technology

T2500

65 nm

2 MB L2

1.83 GHz

667 MHz

15W

T2400

65 nm

2 MB L2

1.66 GHz

667 MHz

15 W

T2300

65 nm

2 MB L2

1.50 GHz

667 MHz

15W

 

مشخصات

Intel Core Duo Processor Ultra low Voltage

Processor
Number

Architecture

Cache

Clock
Speed

Front
Side Bus

Power

Dual-Core

Intel
VT

Enhance Intel
SpeedStep
Technology

U2500

65 nm

2 MB L2

1.20 GHz

533 MHz

9W

U2400

65 nm

2 MB L2

1.06GHz

533 MHz

9 W

 

مشخصات

Intel Core 2 Extreme Processor

Processor
Number

Cache

Clock
Speed

Front
Side Bus

Form Factor

QX9650

12MB L2

3.00 GHz

1333MHz

Desktop

X9000

6 MB L2

2.80 GHz

800 MHz

Mobile

QX6850

8 MB L2

3.00 GHz

1333MHz

Desktop

QX6800

8 MB L2

2.93 GHz

1066 MHz

desktop

QX6700

8 MB L2

2.66 GHz

1066 MHz

desktop

X7900

4 MB L2

2.8 GHz

800 MHz

Mobile

X7800

4 MB L2

2.6 GHz

800 MHz

Mobile

X6800

4 MB L2

2.93 GHz

1066 MHz

desktop

مشخصات

Intel Core 2 Quad Processor

Processor
Number

Process Technology

Cache

Clock
Speed

Front
Side Bus

Q9550

45 nm

12 MB

2.83 GHz

1333 MHz

Q9450

45 nm

12 MB

2.66 GHz

1333 MHz

Q9300

45 nm

6 MB

2.50 GHz

1333MHz

Q6700

65 nm

8 MB L2

2.66 GHz

1066 MHz

Q6600

65 nm

8 MB L2

2.40 GHz

1066 MHz

مشخصات

Intel Core 2 Duo Processor

Processor
Number

Architecture

Cache

Clock
Speed

Front
Side Bus

E8500

45 nm

6 MB L2

3.16 GHz

1333 MHz

E8400

45 nm

6 MB L2

3 GHz

1333 MHz

E8200

45 nm

6 MB L2

2.66 GHz

1333 MHz

E8190

45 nm

6 MB L2

2.66 GHz

1333 MHz

T9500

45 nm

6 MB L2

2.60 GHz

800 MHz

T9300

45 nm

6 MB L2

2.50 GHz

800 MHz

T8300

45 nm

3 MB L2

2.40 GHz

800 MHz

T8100

45 nm

3 MB L2

2.10 GHz

800 MHz

E6850

65 nm

4 MB L2

3 GHz

1333 MHz

E6750

65 nm

4 MB L2

2.66 GHz

1333 MHz

E6700

65 nm

4 MB L2

2.66 GHz

1066 MHz

E6600

65 nm

4 MB L2

2.40 GHz

1066 MHz

E6550

65 nm

4 MB L2

2.33 GHz

1333 MHz

E6540

65 nm

4 MB L2

2.33 GHz

1333 MHz

E6420

65 nm

4MB L2

2.13 GHz

1066 MHz

E6400

65 nm

2 MB L2

2.13 GHz

1066 MHz

E6320

65 nm

4 MB L2

1.86 GHz

1066 MHz

E6300

65 nm

2 MB L2

1.86 GHz

1066 MHz

E4600

65 nm

2 MB L2

2.4 GHz

800 MHz

E4500

65 nm

2 MB L2

2.2 GHz

800 MHz

E4400

65 nm

2 MB L2

2.00 GHz

800 MHz

E4300

65 nm

2 MB L2

1.80 GHz

800 MHz

T7800

65 nm

4 MB L2

2.6 GHz

800 MHz

T7700

65 nm

4 MB L2

2.40 GHz

800 MHz

T7600

65 nm

4 MB L2

2.33 GHz

667 MHz

T7500

65 nm

4 MB L2

2.20 GHz

800 MHz

T7400

65 nm

4 MB L2

2.16 GHz

667 MHz

T7300

65 nm

4 MB L2

2.00 GHz

800 MHz

T7250

65 nm

2 MB L2

2.00 GHz

800 MHz

T7200

65 nm

4 MB L2

2.00 GHz

667 MHz

T7100

65 nm

2 MB L2

1.80 GHz

800 MHz

T5600

65 nm

2 MB L2

1.83 GHz

667 MHz

T5550

65 nm

2 MB L2

1.83 GHz

667 MHz

T5500

65 nm

2 MB L2

1.66 GHz

667 MHz

T5470

65 nm

2 MB L2

1.60 GHz

800 MHz

T5450

65 nm

2 MB L2

1.66 GHz

667 MHz

T5300

65 nm

2 MB L2

1.73 GHz

533 MHz

T5270

65 nm

2 MB L2

1.4 GHz

800 MHz

T5250

65 nm

2 MB L2

1.50 GHz

667 MHz

T5200

65 nm

2 MB L2

1.60 GHz

533 MHz

مشخصات

Intel Pentium dual-core Processor

Processor
Number

Architecture

Cache

Clock
Speed

Front
Side Bus

E2200

65 nm

1 MB L2

2.20 GHz

800 MHz

E2180

65 nm

1 MB L2

2.00 GHz

800 MHz

E2160

65 nm

1 MB L2

1.80 GHz

800 MHz

E2140

65 nm

1 MB L2

1.60 GHz

800 MHz

T2330

65 nm

1 MB L2

1.6 GHz

533 MHz

T2310

65 nm

1 MB L2

1.46 GHz

533 MHz

T2130

65 nm

1 MB L2

1.86 GHz

533 MHz

T2080

65 nm

1 MB L2

1.73 GHz

533 MHz

T2060

65 nm

1 MB L2

1.60 GHz

533 MHz

T2370

65 nm

1 MB L2

1.73 GHz

533 MHz

مشخصات

Intel Celeron Processor

Processor
Number

Architecture

Cache

Clock Speed

560

65 nm

1 MB L2

2.13 GHz

550

65 nm

1 MB L2

2.00 GHz

540

65 nm

1 MB L2

1.86 GHz

530

65 nm

1 MB L2

1.73 GHz

440

65 nm

512 KB L2

2.0 GHz

430

65 nm

512 KB L2

1.80 GHz

420

65 nm

512 KB L2

1.60 GHz




نویسنده : امیر.م
سه شنبه سیزدهم دی 1390


موضوع: علمی

هنگامی که یک انسان در معرض غرق شدن در آب قرار می‌گیرد، سر خود را بالا گرفته و از دیگران دوری می‌کند، اما استراتژی مورچه‌ها برای زنده ماندن با انسان متفاوت است.

به گزارش ایسنا، دانشمندان آمریکایی دریافته‌اند که مورچه‌ها برای زنده ماندن…

ادامه توضیحات به همراه تصاویر شگفتی سازی از این موجودات در ادامه مطلب…

به گزارش ایسنا، دانشمندان آمریکایی دریافته‌اند که مورچه‌ها برای زنده ماندن در میان سیلاب‌ به یکدیگر چسبیده و یک قایق زنده مورچه‌ای می‌سازند.

این استراتژی جالب ‌توجه برای بقا به گروه مورچه‌های آتشین در آمریکای جنوبی تعلق دارد که خانه‌هایشان در منطقه جنگل‌های بارانی به طور مستمر در معرض سیل قرار دارد.

به محض ورود آب به لانه این مورچه‌ها، آنها شروع به کار کرده و خانه‌های خود را تخلیه می‌کنند. آنها یک مرتبه همه باهم حرکت کرده و به دنبال یک مکان مرتفع‌ تر می‌گردند.

اکنون دانشمندان شیوه کار این مورچه‌ها را به نمایش گذاشته‌ اند.

محققان موسسه فناوری جورجیا پس از جمع‌آوری گروه‌های مورچه‌های آتشی از کنار جاده‌های آتلانتا، به انجام آزمایش‌هایی درباره دفع آب، شناور ماندن بر روی آب و ساختار مهارت و سرعت آنها پرداختند.

در برخی از این آزمایش‌ها، دانشمندان صدها یا هزاران مورچه را بر روی آب انداخته و با استفاده از شیوه عکسبرداری زمان گذشت به ثبت کارهایی که این مورچه‌ها در اقدامات بعدی خود انجام خواهند داد، پرداختند.

در برخی موارد این مورچه‌ها تنها پس از گذشت کمتر از دو دقیقه به هم پیوسته و یک قایق شناور را تشکیل می‌دادند.

این قایق تاحدی شبیه کلوچه بوده که در آن نیمی از گروه در لایه غوطه‌ور زیرین قرار می‌گرفتند تا سایرین بر روی آنها شناور بمانند.

این جانوران از آرواره و دستان خود برای اتصال به یکدیگر استفاده کرده و شکل بافت یک پارچه ضدآب را تشکیل می دهند.

مورچه‌هایی که پایه قایق را شکل می‌دهند معمولا در بالای سطح آب قرار می‌گیرند. اما در صورتی که به زیر آب فرو بروند، می‌توانند با استفاده از بسته‌های هوای موجود در زیر سطح زنده بمانند.

آنچه به شگفتی این جریان می‌افزاید این است که هنگامی محققان این مورچه‌ها را دانه از سطح آب جمع می‌کردند، مورچه‌های باقی مانده در سطح زیرین برای حفظ ضخامت متوسط قایق نقل مکان می‌کردند.

محققان در این آزمایش دریافتند که مورچه‌های سطح پایینی قادر به درک این موضوع هستند که چند مورچه از سطح بالایی کم شده‌ است.

برای ساخت چنین قایقی حدود ۱۰۰ مورچه لازم است و در حیات وحش این قایق می‌تواند برای هفته‌ها یا ماه‌ها بر روی آب غوطه‌ور بماند.

به نظر می‌رسد که مورچه‌ها در این زمان از آذوقه‌هایی که از لانه خود بیرون آورده‌اند استفاده می‌کنند.

در طول سفر، ملکه و نوزادش در بالای قایق به صورت ایمن و خشک نگهداری می‌شوند.

با این‌حال اگر این فرآیند اتصال در آب کف‌آلود صورت بگیرد، به دلیل نبود بسته‌های هوا برای مورچه‌های زیرین، تشکیل این ساختار غیرممکن می‌شود.

مورچه آتشی یا Solenopsis invicta بومی برزیل است اما در سال‌های اخیر تواسته خود را به ایالت‌های جنوبی آمریکا و حتی استرالیا برساند.

نیش این حیوان دردناک بوده و باعث تاول، سردرد وحالت تهوع می‌شود و حتی می‌تواند کشنده باشد.




نویسنده : امیر.م
سه شنبه سیزدهم دی 1390


درباره نویسنده

امیر.م ٍ <-BlogAbout->
ایمیل : amirreza_m72@yahoo.com

آمار بازدید
  خوش آمدید
نویسندگان:

وضعیت وبلاگ :

اوقات شرعی :

تبلیغات